تبلیغات
گروه کارآفرینان یاسین (طب سنتی و تغذیه سالم)-(موفقفیت و کسب و کار) - مطالب اباذر باقری

رزق و روزی به دنبال تو می دود آرام باش- امام علی(ع)

برای کتاب، جیب و لیبل بسازید

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:یکشنبه 4 شهریور 1397-04:02 ب.ظ

روی جلد کتاب کودکان یک پلاستیک ضخیم، مانند شکل زیر بچسبانید تا کودکان بتوانند کاغذ های مورد نیازشان (مانند برنامه ی هفتگی، تکالیف جلسه ی آینده ی آن درس، برگه های اطلاع رسانی مدرسه و...) را در آن قرار دهند.

راه دیگری برای درست کردن جیب استفاده از یک کاغذ دیگر با رنگی متفاوت و کوتاهتر از کاغذ اصلی جلد کتاب (با قدری فضا) است. با این روش نیز کودکان می توانند کاغذهای مورد نیاز را در آن قرار دهند.

می توانید در صفحات کتاب یا دفتر کودکان لیبل قرار دهید تا وقتی به دنبال موضوع خاصی هستند به راحتی آن را پیدا کنند. برای جذابیت بیشتر از لیبل ها با رنگ های گوناگون استفاده کنید (تصویر اول).

منبع: goodideas.persianblog.ir




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طرز تهیه عصاره و اسانس خانگی

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1396-01:36 ب.ظ

طرز تهیه عصاره و اسانس خونگی

طرز تهیه عصاره و اسانس خونگی ضمن اینکه راحت هست شما می تونید با مواد طبیعی دم دستتون کلی عصاره طبیعی بسازید و استفاده کنید.

شما می تونید عصاره لیمو، نعناع، نارنج، وانیل، سیب سبز و هر اونچه که دوست دارید رو تهیه کنید .

ساختنشون خیلی راحت هست شما فقط باسیتی الکل اتانول رو به لیمو، وانیل و … اضافه کنید.

این عصاره ها کاربرد بهداشتی و آرایشی دارند و به هنگام ساخت اسپری ها و کرم های دست ساز پوست و صورت می توانید از آنها استفاده کنید. و یا به عنوان خوشبو کننده استفاده کنید.

 

لوازم مورد نیاز:

بطری خالی

چسب کاغذی

موم مخصوص مهر و موم

 

تهیه عصاره وانیل:

وانیل ۳  الی ۴ عدد ( هر وانیل را به چندین قسمت ببرید)

۲۳۰ میلی لیتر الکل اتانول

 

تهیه عصاره مرکبات (لیمو – نارنج و … ) :

۲ عدد پرتقال یا لیموی بزرگ

۲۳۰ میلی لیتر الکل اتانول

 

تهیه عصاره نعناع:

یک فنجان برگ نعناع (ساقه حذف)

۲۳۰ میلی لیتر الکل اتانول

 extracts-1 extracts-2 extracts-3

روش کار:

 

. برای عصاره وانیل:

وانیل های ریز شده را درون بطری بریزید . الکل را اضافه کنید.

درب بطری را محکم ببندید و خوب مهر و موم کنید.. بطری را چندین بار تکان دهید.

بطری را در جای تاریک و خنک نگه دارید – هر چند روز یکبار بطری را شدیدا تکان دهید.

به مدت چهار هفته صبر کنید. بعد از چهار هفته مواد کاملا در الکل تخمیر شده و نشست می کند و مایع قهوه ای تیره ایجاد می شود.

به کمک یک قیف کوچک مایع استخراج شده را درون یک قوطی تمیز دیگری بریزید.

برای تزیین یک ساقه وانیل درون شیشه بگذارید.

 

 . برای عصاره مرکبات:
 هر نوع میوه مرکباتی را که برای تهیه عصاره دوست دارید را انتخاب کنید و خوب بشویید.
پوست آنرا خوب بگیرید و به قطعات مساوی ریز کنید.
پوست های ریز شده را  یک درون بطری بریزید . الکل را اضافه کنید.
درب بطری را محکم ببندید و خوب مهر و موم کنید. بطری را چندین بار تکان دهید.

بطری را در جای تاریک و خنک نگه دارید – هر چند روز یکبار بطری را شدیدا تکان دهید.

به مدت چهار هفته صبر کنید. بعد از چهار هفته مواد کاملا در الکل تخمیر شده و نشست می کند و مایع قهوه ای تیره ایجاد می شود.

به کمک یک قیف کوچک مایع استخراج شده را درون یک بطری تمیز دیگری بریزید.

شما می توانید چند عدد پوست مرکبات تازه برای تزیین اضافه کنید.

 

 . برای عصاره نعناع:

برگهای نعناع را از ساقه جدا کنید. ریز ریز کنید. درون بطری بریزید. الکل را اضافه کنید.

درب بطری را محکم ببندید و خوب مهر و موم کنید.. بطری را چندین بار تکان دهید.

بطری را در جای تاریک و خنک نگه دارید – هر چند روز یکبار بطری را شدیدا تکان دهید.

به مدت چهار هفته صبر کنید. بعد از چهار هفته مواد کاملا در الکل تخمیر شده و نشست می کند و عصاره ای سبز رنگ / قهوه ای روشن ایجاد می شود.

به کمک یک قیف کوچک مایع استخراج شده را درون یک بطری تمیز دیگری بریزید.

شما می توانید چند برگ نعناع تازه برای تزیین اضافه کنید.

extracts-4

هرکدام از عصاره های تهیه شده را در جای تاریک و خنک قرار دهید و به هنگام استفاده از هر کدام که دوست داشتید استفاده کنید

 

روش مهر و موم کردن درب بطری:

ابتدا درب بطری را محکم ببندید.

یک چسب کاغذی ۹ میلی متری تهیه کنید و دورتادور درب را بپیچید.

موم را ذوب کنید ( بهتر است از ظروف آلومینیومی یا فویل آلومینیومی استفاده کنید).

موم ذوب شده را روی درب بطری بریزید تا سرتاسر آن را بپوشاند.


منبع: http://www.chioche.com





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طرز تهیه اسپری خوشبو کننده هوا

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1396-01:33 ب.ظ

طرز تهیه اسپری خوشبو کننده هوا


روش ساخت  آسان برای تهیه خوشبو کننده هوا با الهام از زیبایی طبیعت در فصل بهار  و راهی برای آوردن طراوت به خانه و لذت بردن از آن.

در این پست آموزش تهیه مایع اصلی اسپری خوشبو کننده را یاد خواهید گرفت و با استفاده از چند شاخه گل خشک شده می توانید فضای خانه خود را مملو از بو و عطر طبیعت نمایید.

 

وسایل مورد نیاز:


• بطری شیشه ای
• روغن معطر یا اسانس
• آب مقطر
• الکل تقطیر شده یا الکل اتانول
• گل های خشک شده
چسب کاغذی یا هر وسیله مشابه

 

روش کار:

اگر گلهای تازه رو تهیه کردید اونها رو دسته دسته کنید و بوسیله نخ بصورت وارونه آویزون کنید. تا به مرور خشک بشن. در حدود یک هفته

گلهای خشک شده رو به قطعات کوچکتر از شاخه ها جدا کنید و چندین بار آروم بتکونید تا اضافه برگها بریزه و داخل بطری قاطی مایع درون اون نشه.

درون بطری های شیشه ای رو از اسپری خوشبو کننده دلخواهتون که تهیه کردید رو پر کنید.

شاخه گل خشک شده رو خیلی آروم و حتی به کمک موچین درون بطری شیشه ای و به سمت رو به بالا قرار بدید. خیلی مراقب باشد جون شاخه ها واقعا ظریف هستند

درب شیشه رو محم ببندید.

دست آخر هم روی یک چسب کاغذی و یا نوار معمولی اسم هر خوشبو کننده رو بنویسید و روی بطری بچسبونید.

 

طرز تهیه اسپری خوشبو کننده

شیشه بطری باید حتما تمیز و خشک باشه.

تا سه چهارم بطری رو آب مقطر بریزید.

حدود  ۲۵ الی ۳۰ قطره از اسانس معطر به دلخواه خودتون رو درون بطری حاوی آب مقطر بریزید.

حالا باید الکل رو اضافه کنید . میزان الکل اضافه شده بر اساس بزرگی و کوچکی بطری و میزان آب مقطر ریخته شده درون بطری هست .

نسبت الکل به آب مقطر همیشه  ۱ به ۶  محاسبه میشه. یعنی به ازای ۶ واحد از آب شما باید یک واحد الکل اضافه کنید.

Spray-air-1

Spray-air-2

Spray-air-3

Spray-air-4

Spray-air-5

Spray-air-6

Spray-air-7

Spray-air-8

Spray-air-9

Spray-air-10

Spray-air-11

Spray-air-12

 

از ترکیب اسانسها و روغنهای معطر شما می تونید در ساخت اسپری استفاده کنید:

ترنج و اسطوخودوس
لیمو و مریم گلی
گل بابونه، نارنجی و چوب صندل
زنجبیل و نعناع
چوب سدر و درخت چای
رز، اسطوخودوس و مریم گلی
اکالیپتوس و لیمو
ترنج، زنجبیل و چوب سدر
نارنج و رزماری

منبع: www.chioche.com



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوشتن شعر و زندگینامه خصوصی برای اولین بار در ایران و تهیه فیلمنامه و تولید فیلم براساس رندگینامه و خاطرات اشخاص

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:سه شنبه 24 بهمن 1396-11:28 ق.ظ

نوشتن شعر و زندگینامه خصوصی برای اولین بار در ایران و تهیه فیلمنامه و تولید فیلم براساس رندگینامه و خاطرات اشخاص


با سلام و عرض ادب حضور همراهان بزرگوار

برای اولین بار در ایران به همراه استادان عزیز در گروه کارآفرینان یاسین ، کاری را استارت می زنیم که انشاءالله از این طریق خدمتی برای هموطنان عزیز در تمام نقاط دنیا ارائه دهیم.


* نوشتن شعر خصوصی برای افراد به مناسبت های مختلف از قبیل (تولد، جشن های مختلف، سمینارها و ...)

* نوشتن زندگینامه افراد براساس توضیحاتی که توسط مشتری ارائه می گردد.

* نوشتن فیلمنامه براساس زندگینامه افراد

* تهیه فیلم از خاطرات و زندگینامه

* و ...

   تلفن تماس  و تلگرام
09371268564
اباذر باقری

ID: Abazar_Bagheri

آدرس کانال کارآفرینان یاسین
@wwwYasinnetIR


Veb: www.yasinnet.ir
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگینامه شاهرخ ظهیری

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:جمعه 13 بهمن 1396-08:15 ب.ظ

شاهرخ ظهیری

شاهرخ ظهیری کارآفرین ایرانی است. وی بنیانگذار و مدیرعامل گروه صنایع غذایی مهرام می‌باشد. وی همچنین مشاور اتاق بازگانی و صنایع و معادن تهران است.

زندگی‌نامه

الگو:فرهمند(پوریا فرهمند حسن آبادی کلاس هفتم مدرسه گلستان)

شاهرخ ظهیری در سال ۱۳۰۹ در شهر ملایر از پدری ملایری و مادری تهرانی زاده شد. خانوادهٔ آن‌ها وقتی شاهرخ ۲ ساله بود به تهران، و در ۴ سالگی او به قم مهاجرت کردند و برای چندین سال در آنجا ساکن بودند. شاهرخ ظهیری تحصیلات متوسطه را در این شهر گذراند.[۱]

در ۱۸ سالگی پدرش را بر اثر بیماری سل از دست داد و به عنوان فرزند بزرگ، کفالت مادر و خواهران و برادرانش را عهده‌دار گشت. ابتدا با مدرک تحصیلی پنجم دبیرستان به استخدام ادارهٔ فرهنگ قم درآمد و به عنوان معلم دبستان به تدریس مشغول شد. بعد از مدتی به قلهک انتقالی گرفته و در آنجا همزمان با ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ حقوق در مقطع کارشناسی، در دبستان تدریس کرده و همچنین در یک فروشگاه منسوجات مشغول به کار می‌شود.[۱]

ظهیری از طریق واسطه‌هایی که به خاطر خرید و فروش پارچه با آنها آشنا شده بوده‌است، وارد گروهی از کارخانجات وابسته به تشکیلات دولتی به نام کارخانجات ماه می‌شود. پس از مدتی از طرف مهدی بوشهری مامور ایجاد کارخانه‌ای برای تولیدات غذایی می‌شود که مهرام نام می‌گیرد.[۱]

پدر صنعت غذای ایران، سلطان سس، استاد خلاقیت و عناوینی از این دست را که پشت سر هم ردیف کنیم، می‌رسیم به نام پرآوازه شاهرخ ظهیری. پیرمرد خوش‌سیمایی که این روزها در اتاق بازرگانی ایران در سمت مشاور عالی، مشغول به کار است. بیش از ۲۰ سال است که چنین سمت‌هایی دارد. روزی که ملاقاتش کردیم، می‌شد گفت که رنگ همه لباس‌هایش به سبزی می‌زد. قامتش تا حدودی خمیده و موهای سپیدش را به عقب شانه کرده بود. کت‌وشلوار برندی معتبر  راپوشیده بود و آرام و شمرده حرف می‌زد. چند ردیف تقدیرنامه‌های گوناگون روی در و دیوار دفتر کارش در اتاق بازرگانی ایران به چشم می‌خورد. شاهرخ ظهیری را باید در مهرام ملاقات می‌کردیم اما به دلایلی که در ادامه خواهد آمد، در اتاق بازرگانی ایران ملاقاتش می‌کنیم تا حرف‌هایش که به نوعی روزشمار تاریخ معاصر صنعت غذایی است را بشنویم. از خانواده‌اش و مرگ پدرش گفته و روزگار دبیری‌اش در شهرهای مختلف و عشقی بی‌فرجام تا رسیدن به تحصیلداری در کارخانه منسوجات و بعدها راه‌اندازی کارخانه مهرام و رسیدن به تولید چندصدهزار شیشه سس. داستانی که می تواند برای جوانان استارت آپی، تجربه ای گران بها باشد.

  •  آقای ظهیری موافق هستید گفت‌وگو را از همان ملایر یعنی محل تولد شما آغاز کنیم؟ [۲]

یعنی باید سنم را به شما بگویم؟! (با خنده و ادامه می‌دهد) ۸۶ ساله‌ام! (یعنی متولد ۱۳۰۹ است). اصالتا ملایری هستم و دوساله بودم که پدرم به تهران آمد و به استخدام وزارت دارایی در‌آمد. خانواده‌‌ای پنج نفره داشتم و فرزند ارشد این خانواده بودم. حدودا هفت‌ساله بودم که پدرم ‌شد رئیس اداره دارایی شهر قم و به قم رفتیم. ۱۲ سال ساکن قم بودیم و بنابراین دوره دبستان و دبیرستان را در قم ‌گذراندم. کلاس پنج دبیرستان که بودم پدرم بر اثر بیماری سل فوت کرد. چون کفیل و نان‌آور خانواده محسوب می‌شدم، با استفاده از معافی از سربازی به استخدام اداره فرهنگ قم درآمدم. در آن زمان به سن ۱۸ سالگی رسیده بودم و با کلاس پنجم دبیرستان که در آن زمان به آن دیپلم ناقص می‌گفتند، به‌عنوان آموزگار استخدام شدم. البته درآمدی هم از ملکی در ملایر و کامیونی که راننده‌ای با آن کار می‌کرد، داشتیم و حقوق من هم کمک می‌کرد که زندگی‌مان بگذرد و روی هم رفته زندگی خوبی داشتیم. اما اینکه در چنین سنی بار زندگی روی دوش من افتاده بود، از من آدم آبدیده و سخت‌جانی ساخت.

 الان دقیقا از چه سالی صحبت می‌کنید و حقوق‌تان چقدر بود در آن زمان؟ 

(بلند می‌شود و کتابی از سرگذشتش را نشانم می‌دهد که حکم استخدام آموزگاری‌اش در آن چاپ شده است) این حکم مربوط به سال ۱۳۳۱ است. حقوقم هم ۶۴ تومان منظور شده است. به‌دلیل حسن انجام وظیفه ۱۲ تومان و ۸ ریال هم به‌عنوان پاداش دریافت کردم و اسنادش را هم دارم. 

  •  و دوباره تحصیلات‌تان را ادامه می‌دهید؟

یکی از دلایل ادامه تحصیلم این بود که در آن زمان با خودم فکر کردم که من قصد نداشته‌ام با دیپلم به تحصیلاتم خاتمه دهم و اهداف دیگری داشتم. اصلا فکر می‌کنم یکی از معضلات امروز جامعه ما بی‌هدفی جوانان ماست. از هر کسی می‌پرسی می‌خواهی چه‌کار کنی، می‌گوید تا ببینم چه می‌شود. یعنی هیچ تیتری به نام هدف در زندگی‌شان دیده نمی‌شود. اما هدف من ادامه تحصیل بود. آن زمان در قم بودم و می‌خواستم به حوزه علمیه بروم. این کار را هم کردم و دو سال دروس مقدماتی مانند صرف و نحو و... را گذراندم. اما ادامه ندادم و چون این مقدمات را خوانده بودم در سال ۶ ادبی ادامه تحصیل دادم. سال ۱۳۲۹ در کنکور دانشگاه تهران در رشته حقوق قبول شدم. از این به بعد هدفم را پیگیری کردم؛ سه روز تهران بودم و سه روز هم در قم برای تدریس در دبیرستان. در این زمان تقاضای انتقال به تهران را دادم که موافقت نشد و من را به کرج منتقل کردند. دو سال کرج بودم و بعد به تهران آمدم. در کرج حقوقم به ۱۵۰ تومان افزایش یافت. به تهران هم که آمدم در دبیرستان دخترانه جنت به تدریس مشغول شدم.

  •  و کماکان معلمی در آن دبیرستان را ادامه دادید؟  

در این مقطع زمانی چون حقوق دبیری کفاف هزینه‌های زندگی‌مان را نمی‌داد، تصمیم گرفتم وارد بازار شوم و به‌واسطه یکی از آشنایان به آقای هراتی، مدیرعامل کارخانه درخشان یزد که در زمینه تولید منسوجات و پارچه‌بافی فعالیت می‌کرد، معرفی شدم. در آن زمان دو کارخانه بزرگ در ایران در این زمینه فعالیت می‌کرد؛ یکی کارخانه کازرونی بود که یونیفرم‌های مدارس را تولید می‌کرد و دیگری همین درخشان یزد که لباس ارگان‌های نظامی را تولید می‌کرد که یکی از شعبش در تهران و روبه‌روی بازار بزرگ بود. من به‌عنوان تحصیلدار استخدام شدم؛ یعنی به‌نوعی کارم دفتری بود. خریدهای کارخانه‌ مانند پنبه را از لاجوردی‌ها که کارخانه صنعتی بهشهر را تأسیس کرده بودند، می‌خریدم. الان دارم از سال ۱۳۳۰ صحبت می‌کنم.

  •  یعنی اوج دوران دکتر مصدق؛ گرایشات سیاسی هم داشتید؟

بله، به‌شدت مصدقی بودم و همیشه در دانشکده به اصطلاح شلوغ می‌کردم و حسابی از مصدق طرفداری می‌کردم.

  •  در این زمان تدریس را رها کرده بودید؟

نه! از صبح تا ظهر در دفتر درخشان یزد و در بازار کار می‌کردم و از ظهر به بعد تدریس می‌کردم. با دو خط اتوبوس یعنی یک خط از بازار تا پیچ‌شمیران و یک خط هم از پیچ شمیران تا قلهک به دبیرستان می‌رفتم.

  •  اینکه با مدرک حقوق در فروشگاه کار کنید، برای‌تان سخت نبود؟

ابدا؛ صبح‌ها یک‌راست به فروشگاه می‌آمدم. در فروشگاه را باز می کردم و تا قبل از آنکه سایر کارمندان بیایند، تمام‌ قفسه‌ها را گردگیری می‌کردم. حتی مغازه و پیاده‌رو جلوی مغازه را می‌شستم. اصولا هم به این فکر نمی‌کردم که جاروزدن کار یک کارگر ساده است و همین تفکرات در نهایت به کارآفرین شدن من منجر شد. این نکته را اضافه کنم که از یک دورانی به بعد به من هم کلید مغازه را دادند، وگرنه قبل از آن باید پشت در مغازه می‌نشستم تا کارمندان بیایند و در را باز کنند.

  •  تا چه زمانی شغل تحصیلداری را ادامه دادید؟

چون هدف بالاتری داشتم، روزهای نخست که به این کارخانه می‌رفتم احساس می‌کردم که کاری برای من وجود ندارد و انگار آقای هراتی روی حساب معرفم، شغل نشستن روی چهارپایه را برایم در نظر گرفته است. چون روز نخستی که به این کارخانه رفتم، چهارپایه‌ای به من دادند و من از صبح تا ظهر بدون اینکه کاری انجام بدهم، رویش می‌نشستم. دفتر مرکزی کارخانه درخشان یزد تعدادی فروشنده داشت که پارچه‌ها را متر می‌کردند و به مشتری می‌دادند، یک حسابدار یا میرزابنویس هم بود که بیجک یا فاکتور فروش را می‌نوشت و یک صندوقدار که متصدی دریافت پول پارچه از خریدار بود. یکی از ویژگی‌های همیشگی من این بوده که از درجا زدن و عاطل و باطل بودن بدم می‌آید؛ به همین دلیل با خودم فکر کردم که اگر به همین منوال بگذرد یکی، دو ماه دیگر عذر من را خواهند خواست؛ چون آن چند نفر هم من را به جمع خودشان نمی‌پذیرفتند، بنابراین فکر کردم که باید کاری خلق کنم. سه نفری که اشاره کردم هر شب و بعد از پایان ساعات کار چون حساب‌ها با هم نمی‌خواند، درباره حساب‌وکتاب دچار مشکل می‌شدند و همدیگر را متهم می‌کردند.

من به فکر فرو رفتم که این مشکل را حل کنم. بعد از کمی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که مشکل اصلی در همان فاکتور نوشتن است. یک روز نزد حسابدار فروشگاه رفتم و از او خواهش کردم که اگر امکان دارد از آن به بعد، موقع صدور فاکتور یک کاربن اضافه بین فاکتورها بگذارد و یک نسخه از آن را به من بدهد. پارچه‌های آن کارخانه بنا به کیفیت شماره‌بندی شده بود؛ مثلا ۵۳۴، ۵۴۳ و تنها کاری که من کردم این بود که همه را جدا کردم؛ یعنی هرچه مثلا پارچه با کیفیت ۵۹۳ بود جداگانه و اعداد دیگر را هم به همین ترتیب جداگانه نوشتم. بنابراین قیمت هیچ پارچه‌ای مقابل کد پارچه دیگری قرار نمی‌گرفت و حساب‌ها درست می‌شد. این خلاقیت موجب شد تا با راهکاری ساده، مشکل این فروشگاه حل شود. این داستان را به مدیرعامل کارخانه هم گفتند و او نگاه سپاسگزاری به من داشت. به جرأت می‌توانم بگویم سنگ‌ بنای کارآفرینی من، از کارخانه درخشان یزد پی‌ریزی شد؛ چون علاوه ‌بر این کار خلاقانه، مسئله دیگری هم در این کارخانه ایجاد شد که من توانستم کاملا خودم را نشان بدهم. رئیس کارخانه هفته‌ای سه تا چهاربار به دفتر سر می‌زد و نامه‌ها و مدارک را بررسی می‌کرد. یک روز، نامه‌ای آوردند از اداره شهربانی آن زمان؛ آقای هراتی به‌عنوان رئیس شرکت نامه را که باز کرد، به جان خودت (تکه کلامش است) رنگش شد عین گچ! شهربانی که همه‌ساله لباس کل افراد نظامی را از درخشان یزد می‌خرید و شاید رقمش به ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان پارچه در سال می‌رسید و همین امر کارخانه را سرپا نگه می‌داشت، گفته بود که دیگر قصد ندارد از درخشان یزد پارچه بخرد و دنیا را روی سر آقای هراتی به‌عنوان مدیرعامل کارخانه خراب کرد.

  •  عکس‌العمل شما چه بود؟

گفتم نامه را بدهد ببینم؛ شاید فکر می‌کرد باز هم می‌توانم مشکل‌گشا باشم و روی این حساب، نامه را به من داد. کارپردازی شهربانی گفته بود که دیگر از ما پارچه نمی‌خرد. به آقای هراتی گفتم من فردا می‌روم شهربانی. آن زمان سال سوم دانشکده حقوق بودم و کارت دانشجویی داشتم. صبح زود به کاخ شهربانی کل کشور که در آن زمان در محل باغ ملی قرار داشت، رفتم. گفتم می‌خواهم با رئیس اداره تدارکات صحبت کنم و با او کار خصوصی دارم. سرباز نگهبان گفت این کار ممنوع است و قبل از آن باید از افسر نگهبان مجوز بگیری. با لحنی ملتمسانه گفتم این اجازه را بدهند که ۱۰ دقیقه به من وقت بدهند و تیمسار را ببینم. خلاصه گفتند که فردا ساعت ۶ صبح بروم. شب تا صبح از استرس و اضطراب نخوابیدم؛ ساعت پنج صبح از خیابان عین‌الدوله آن زمان که خانه ما آنجا بود، راه افتادم تا به‌موقع برسم. آن زمان آن ساختمان‌ها با آن اتاق‌های بزرگ و سقف‌های بلندشان خود‌به‌خود فضایی ترسناک و سنگین داشتند، چه برسد به اینکه قرار باشد یکی از تیمسارها را هم ملاقات کنی. در اتاق تیمسار را هم که باز کردم، دیدم فردی نشسته عین برج زهرمار! با همه ترس و لرزی که داشتم، بلند سلام کردم و داخل شدم. جلو رفتم و از خودم شروع کردم که دانشجو هستم و نان‌آور خانواده. اینکه اگر از درخشان یزد پارچه نخرید، زندگی‌ من و خانواده‌ام از دست می‌رود، چون من اخراج می‌شوم. با این تفاصیلی که شرح دادم به آجودانش گفت که باز هم پارچه‌ها را از درخشان یزد خریداری کنید. گفتند برو و فردا بیا و نامه را تحویل بگیر و فردا صبح زود نامه را دریافت کردم. آن روز یکی از شیرین‌ترین روزهای زندگی من بود، چون هم کارخانه را نجات دادم و هم منبع درآمد خودم را. در آن زمان حتی تصور از دست دادن این منبع درآمد ۳۵۰ تومانی برای من که نان‌آور خانواده بودم، فاجعه‌آمیز بود.

  •  گرفتن این نامه چه تأثیری بر کسب‌وکار شما و جایگاه‌تان نزد مدیر کارخانه داشت؟

وقتی نامه را به آقای هراتی دادم، انگار دنیا را به او داده باشند؛ همان زمان دستور داد که ۵۰۰ تومان به من جایزه بدهند. این ۵۰۰ تومان از این نظر مهم است که در آن زمان فولکس‌واگن ۵ هزار تومان بود. من حتی نمی‌دانستم این ۵۰۰ تومان را چگونه خرج کنم! با این کار دیگر من شده بودم چشم‌و‌چراغ آقای هراتی. همه کارهای شخصی‌اش و حتی تهیه بلیت سفرهای خارجی‌اش بر عهده من بود. این کار من، مثل توپ در بازار صدا کرده بود و همه حساب دیگری روی من باز کرده بودند. به همین دلیل وقتی همین آقای هراتی شرکت دیگری به نام شرکت ماشین‌های فلاحتی تأسیس کرد که در زمینه واردات ماشین‌ کار می‌کرد و تراکتورها را از انگلیس، اتومبیل‌های بی‌ام‌دبلیو را از آلمان و تاکسی‌های شهری به نام آستین را از انگلیس وارد می‌کرد، من را مسئول گشایش اعتبارات اسنادی امور گمرکی و ترخیص خودروها از بندر خرمشهر کرد. در این زمان هنوز در ایران تولید خودرو نداشتیم و خطوط مونتاژ خودرو هنوز به ایران وارد نشده بود.

  •  این مقطع زمانی مربوط به چه سالی است؟

سال ۱۳۳۲ بود و من خبره کار شده بودم و به‌راحتی کالاها را از گمرکات ترخیص می‌کردم. کماکان دبیرستان هم برای تدریس می‌رفتم. روزی آقای هراتی من را با اوقات تلخ فراخواند و گفت که خیلی ناراحت است، چون شخصی به نام آقای صراف‌زاده که نماینده یزد است، شنیده که من کارمندی کاردرست دارم، گفته که تو را به او بدهم و چون نماینده یزد و رئیس کمیسیون بودجه مجلس است، در رودربایستی مانده‌ام و نمی‌توانم به او نه بگویم؛ بنابراین باید بروی پیش او. آدرس را به من داد که می‌شد خیابان انقلاب فعلی. به هراتی گفتم که برایم فرقی نمی‌کند کجا کار کنم و همیشه مدیونش هستم، چون فوت‌وفن کارها از دفترداری تا امور مالی و حضور در بازار و... را از او آموختم. تا آن زمان نام صراف‌زاده را تنها در روزنامه‌ها خوانده بودم. وی یکی از سهامداران شرکت «ایران و غرب» بود. من به‌عنوان مدیرفروش شرکت ایران و غرب انتخاب شده بودم. البته صراف‌زاده با دیدن من گفت که شرکتی تأسیس کرده‌ایم برای واردات تراکتور و کمباین که می‌خواهیم شما مدیرعاملش باشید. این شرکت هلدینگی بود با عنوان گروه ماه که سهامدارانش صراف‌زاده، امیراسدالله علم وزیر دربار آن زمان و مهدی بوشهری همسر اشرف پهلوی بودند. درواقع در آن زمان کارهای بزرگ دست این افراد بود.

  •  شرکتی که به شما دادند، با چه نامی فعالیت می‌کرد؟

مه‌کشت؛ پیشوند مه و ماه را برای همه شرکت‌های‌شان به‌کار می‌بردند، مانند ماه‌موتور، ماه‌ساز و مه‌کشت.

  •  ادامه روند همکاری شما با این شرکت به کجا انجامید؟

مهدی بوشهری تحصیلکرده فرانسه بود، فارسی متوجه می‌شد اما خواندن و نوشتن فارسی را نمی‌دانست. بنابراین به من گفتند که شما معاون آقای بوشهری هم باشید؛ بنابراین من با او به همه جلسات می‌رفتم که این رفت‌وآمد در رشد شخصیت من و یادگیری چم‌وخم کار تأثیر بسیار زیادی داشت. گاهی در هیئت دولت هم همراهی‌اش می‌کردم. باید همه مسائل و حرف‌های گفته‌شده را یادداشت کرده و ماشین می‌کردم و به او تحویل می‌دادم که امضا بزند. این‌قدر مورد اعتمادش واقع شده بودم که همه حساب‌و‌کتاب کارهایش را به من سپرده بود. روزی در یکی از جلسات آقای صراف‌زاده به من گفت که می‌خواهیم در صنعت غذایی کارخانه‌ای داشته باشیم. بنابراین به فکر تأسیس این شرکت باش و با سرمایه ما آن را راه‌اندازی‌ کن و همچنین اضافه کرد که ۲۰ درصد از سهام شرکت هم به نام تو می‌زنیم.

  •  آقای ظهیری با توجه به صحبت‌های شما که در آن زمان دانشجوی سال سوم حقوق بودید و مهم‌ترین تجربه کاری شما تحصیلداری بود و البته تجربیات ترخیص کالا، فکر می‌کنید مهم‌ترین ویژگی‌ شما در آن زمان چه بود که برای این مناصب انتخاب‌تان می‌کردند؟

درستکاری، تعهد و سلامت کاری‌ام؛ دو، سه‌بار من را امتحان کرده بودند. مثلا یک‌بار پولی به من دادند که این ۵۰۰ تومان را برای مورد خاصی هزینه کن و بعد من فهمیدم که ۶۰۰ تومان است و بقیه‌اش را برگرداندم. همیشه فکرم این بود که هر کاری را باید به بهترین صورت ممکن انجام بدهم.

  •  و بعد سراغ تأسیس شرکت در زمینه مواد غذایی رفتید، بدون اینکه تجربه‌ای در این زمینه داشته باشید؟

بله، من هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشتم و باید اسمی هم انتخاب می‌کردم. مهرام را انتخاب کردم چون اعتقاد داشتم که باید به راحتی تلفظ شود. مهرام را به معنای رام کردن و در اختیارگرفتن ماه انتخاب کردم. اما انگار آینده‌ای جدا از این گروه در انتظار من بود؛ خانه آقای بوشهری همانی است که الان شده کاخ دولت و برای پذیرایی مهمانان خارجی از آن استفاده می‌شود. کارتی هم به من داده بودند که بتوانم رفت‌وآمد کنم و هفته‌ای سه روز برای ارائه گزارش‌ها باید به این کاخ می‌رفتم که معروف به کاخ اشرف پهلوی معدوم بود. روزی منتظر آقای بوشهری بودم که اشرف پهلوی از پله‌ها پایین ‌آمد و من را دید. پرسید که هستم و چه می‌خواهم. وقتی گفتم که برای انجام چه کاری به آنجا می‌روم، بسیار عصبی شد و با لحنی تند گفت که آنجا خانه‌اش است و کار اداری، باید بیرون از اینجا باشد و به سرباز نگهبان گفت که من را اخراج کنند. من به‌شدت از این برخورد ناراحت شدم و نزد صراف‌زاده رفتم و گفتم من دیگر با این گروه همکاری نمی‌کنم. گفت آخر خواهر شاه چیزی به تو گفته و این‌قدر ناراحتی ندارد. گفتم یعنی می‌گویید به این برخورد او افتخار کنم؟! برایم مهم نیست چه کسی گفته و با ناراحتی آنجا و آن‌ها را ترک کردم. فرم‌های مهرام را هم که نوشته بودیم پاره کردم و با خودم فکر کردم که دیگر کار کردن برای دیگران کافی است و از اینجا به بعد باید برای خودم کار کنم و به سراغ راه‌اندازی مهرام رفتم.

  •  با توجه به اینکه به نظر نمی‌رسد که سرمایه خاصی تا این زمان اندوخته باشید، قصه مهرام شاهرخ ظهیری چگونه و با چه سرمایه‌ای آغاز می‌شود؟ 

سرمایه قابل توجهی که بتوانم کارخانه‌ای با آن راه‌اندازی کنم، نداشتم اما آشنایی داشتم در یزد که بسیار پولدار بود و از سال‌های قبل ایده راه‌اندازی کسب‌وکاری با سرمایه او و مدیریت من را مطرح کرده بود. به او تلفن زدم و راه‌اندازی کارخانه مهرام را مطرح کردم. قبول کرد و گفت ۵۰ درصد تو و ۵۰درصد من. بنابراین مهرام را در سال ۱۳۴۹ راه‌اندازی کردم. حقوق معوقه هم از آن هلدینگ داشتم که نرفتم بگیرم؛ چون آدم یک‌دنده‌ای بودم و اینکه نقطه‌ضعفی نداشتم که بخواهم سرکوفت ‌شنیدن را تحمل کنم.

  •  سرمایه اولیه‌ای که برای راه‌اندازی مهرام هزینه شد، چقدر بود؟

یک میلیون تومان.

  •  با چند نفر نیروی کار، راه‌اندازی شد؟ 

علاوه بر من و سرمایه‌گذار، ۱۳ نفر هم به‌عنوان نیروی انسانی استخدام شدند و مهرام کارش را آغاز کرد.

  •  محل احداث کارخانه در کجا بود؟

شهرک صنعتی البرز در قزوین و در زمینی به مساحت ۱۱ هزار مترمربع.

  •  بدون هیچ تجربه‌ای از صنعت غذا وارد این حوزه شدید؟

ما سس مهرام را براساس الگوی شرکت مواد غذایی کرافت امریکا و با اضافه کردن سلیقه و ذائقه ایرانی تولید می‌کردیم. حتی سیستم اداری و شیوه‌های بهداشتی و استریل‌کردن وسایل و پوشش را هم از این کمپانی الگوبرداری می‌کردیم. به این صورت که در آن زمان باجناقم به همراه ایرانی دیگری بورسیه تحصیل در امریکا را گرفته بودند و بعد از اتمام تحصیلات‌شان مدتی در شرکت معروف صنایع غذایی کرافت (Kraft) امریکا کارآموزی کرده بودند. بعد از بازگشت به ایران پیشنهاد دادند که کارخانه تولید سس راه‌اندازی کنیم. با توجه به عدم آشنایی مردم با این ماده خوراکی، تردید‌های زیادی برای آغاز به کار در این زمینه داشتم اما آن‌ها می‌گفتند که الان در امریکا همه از سس استفاده می‌کنند و در ایران هم می‌تواند تولید شود و خریدار داشته باشد. خودم تا آن زمان نه‌تنها سس نخورده بودم بلکه حتی نمی‌دانستم سس چیست! اصلا در ایران نبود و تنها فروشگاه‌هایی که از سفارتخانه‌ها یا افراد خارج‌رفته مشتری داشتند و سس را خارج از ایران دیده بودند، سس داشتند که خیلی هم به‌صورت محدود عرضه می‌شد. در آن زمان به‌عنوان ذی‌حساب در وزارت بهداری هم مشغول به کار بودم و بعدازظهرها به دفتر مهرام می‌رفتم. مهرام روند رشد را طی می‌کرد که سال ۵۱ بعد از ۳۰ سال خدمت در مناصب دولتی و دبیری که پول پنج سال آن را یک‌جا به حساب دولت واریز کردم، خودم را از خدمات دولتی بازنشسته کردم.

  •  تا آن زمان هیچ کارخانه مواد غذایی در ایران نداشتیم؟

داشتیم ولی در آن زمان صنعت غذای ایران از بدنام‌‌ترین صنایع بود. قبل از ما یک‌ویک در دشت مرغاب فارس ایجاد شده بود و کمی بعد از ما هم چین‌چین خراسان فعالیت خود را آغاز کرد. اما صنعت غذایی در ایران در آن زمان هنوز هیچ استاندارد و سازمان و برنامه‌ مشخصی نداشت. کنسروها بسیار بدنام و بی‌کیفیت بود و معمولا از بی‌کیفیت‌ترین مواد اولیه و میوه‌های گندیده تولید می‌شد. دلیل دیگری که در آن زمان موجب شده بود صنعت مواد غذایی ایران محبوبیتی نداشته باشد، این بود که خانواده‌ها خریدار این مواد غذایی نبودند. چون مثلا اغلب خانم‌ها خانه‌دار بودند و غذاهای آماده مصرف نمی‌کردند و همه‌چیز بیشتر سنتی بود.

  •  در آن زمان که کمتر کسی سس خورده بود، چه برنامه‌ای برای فروش جنسی که هیچ‌کس آن را نمی‌شناخت، داشتید؟

با اینکه تبلیغاتی هم می‌کردیم اما فروشگاه‌ها این محصول را نمی‌شناختند و با کلی اهن‌وتلپ، یک کارتن سس از ما می‌گرفتند که در نهایت هم فروشی نداشتند. در این مقطع به این فکر افتادم که باید خلاقیتی به‌خرج دهم و فروش کاذبی ایجاد کنم. به این صورت که به ۲۰ تا ۳۰ نفر از دوستان و آشنایان و قوم و خویش ۱۰ تا حتی ۷۰ ساله، پول می‌دادم که در خیابانی که محصول را پخش می‌کنیم به‌فاصله یک‌‌ربع یا نیم‌ساعت بروید سس بخرید و پولش را هم بپردازید که خودم به آن‌ها می‌دادم؛ این استراتژی به‌خوبی جواب داد. همین حضور چندین‌باره مشتریانی که ما گمارده بودیم، موجب شد تا فروشنده فکر کند این محصول خیلی طرفدار دارد و دیگر خود فروشنده‌ها هم جنس ما را تبلیغ می‌کردند و دو تا سه کارتن در روز می‌فروخت.

برای اینکه عمق ناآشنایی مردم با سس را بگویم، باید برگردم به چنددهه پیش و سال‌های آغاز به کار مهرام؛ حدودا سال ۵۲ بود که نمایشگاه بین‌المللی فعلی تازه افتتاح شده بود و ما هم غرفه‌ای گرفته‌ بودیم. ظرف بزرگی از کاهو و... و ظرف سس و ظرف سالاد تا هر کسی می‌آید، تست کند؛ چون شناختی از این محصول و مورد مصرفش وجود نداشت. خودم هم نشسته بودم در غرفه که خانمی بسیار آراسته با جواهرات روز دنیا و خوش‌لباس که هر کسی فکر می‌کرد حتما همه مظاهر زندگی جدید را می‌شناسد، به غرفه ما آمد و با اشاره به شیشه سس مهرام از فروشنده ما پرسید که این محصول کرم دست و پا است؟! کاهویی به دستش دادیم و طریقه استفاده از سس را به او یاد دادیم. با چنین فرهنگی و با این میزان آشنایی مردم با سس و دنیای سس، ما تولیدات مهرام را ادامه دادیم و بعد از انقلاب هم آن را حفظ کردیم. یکی دیگر از راهکارهای خلاقانه من برای فروش محصولات مهرام به‌وجود آوردن عشق در فروشنده نسبت به محصولات‌مان بود. به این صورت که به ویزیتورها گفته بودم که تاریخ تولد صاحبان مغازه‌ها‌ را هم یادداشت کنند. روز تولد فروشنده را در کارت مخصوصی همراه با یک شاخه گل رز برایش ارسال می‌کردیم و با این کار به نوعی شیفته‌اش می‌کردیم! فروشنده‌ها می‌گفتند همسرمان هم از روز تولدمان خبر ندارد و این کار بسیار برای‌شان خوشایند بود و از آن به بعد محصولات مهرام را با عشق می‌فروختند. ما با این کیفیت مهرام را مهرام کردیم.

  •  تولید سس در کارخانه مهرام را با چه میزان آغاز کردید؟

ظرفیت اسمی کارخانه مهرام در ابتدای کار تولید ۲ تا ۳ تن سس یعنی حدود یکصد کارتن بود.

  •  آماری از میزان تولیدی که در دوران اوج کارخانه مهرام داشتید، دارید؟

در سال ۷۵ که اوج کار مهرام بود و دیگر همه آن را می‌شناختند، روزانه بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار شیشه سس مایونز و بیش از ۲۰۰ هزار شیشه سس کچاپ تولید می‌کردیم. البته بازار خواهان بیشتر از این میزان بود اما ما توان تولید بیش از این مقدار را نداشتیم. حتی سفارش‌ها را خودمان کاهش می‌دادیم و مثلا اگر کسی ۱۰ کارتن می‌خواست، ۵ کارتن به او می‌دادیم.

  •  به نظر خودتان مهم‌ترین عواملی که چنین روند موفقیتی را برای مهرام ایجاد کرد، چیست؟

به نظر خودم داشتن هدف و اینکه می‌دانستم می‌خواهم به کجا برسم، نخستین عامل موفقیت مهرام بود؛ صداقت، مقاومت در مسیر کار و امید به موفقیت، از دیگر عوامل تأثیرگذار بود. بگذارید خاطره‌ای را به شما بگویم؛ وقتی وارد بازار شدم و به‌عنوان تحصیلدار درخشان یزد کار می‌کردم، روزی نزد آقایان لاجوردی‌ رفتم که به‌تازگی با راه‌اندازی گروه صنعتی بهشهر، روغن‌نباتی تولید می‌کردند و خریداری هم نداشتند و با انداختن سکه در قوطی‌های روغن، مردم را به خرید ترغیب می‌کردند. من برای تسویه‌حساب پنبه‌ای که از آن‌ها خریده بودیم، رفته بودم و رسیدن من مصادف شده بود با حضور یک دلال؛ این دلال به آقای لاجوردی بزرگ می‌گفت که بار پنبه دیروز را یک تومان گران‌تر فروختم و چکش را هم گرفتم. لاجوردی اما می‌گفت ولی من این بار پنبه را فروخته بودم، هر چند پولش را هنوز نداده باشند و تو حق فروش دوباره آن را نداشتی، چون حرف من سند است و وقتی می‌گویم فروختم یعنی فروختم. آن زمان من حدودا ۳۰ ساله بودم و عجب درسی گرفتم. از آن زمان تاکنون پیش‌نیامده که حرفی بزنم و قولی بدهم و به آن عمل نکنم؛ اما در روزگار کنونی حتی سند امضاشده و مهروموم‌شده را هم به اصطلاح، زیرش می‌زنند.

  •  برگردیم به داستان مهرام... با ۱۳ نفر شروع کردید؛ مهرام در نهایت و در اوج کارش چه تعداد اشتغالزایی کرد؟

مهرام در مراحل رشد خود به هفت کارخانه تبدیل شد؛ کارخانه کنسانتره گریپ‌‌فروت در جیرفت، کارخانه کنسانتره پرتقال در تنکابن، کارخانه تولید آب‌لیمو و خیارشور در شیراز، کارخانه تولید سبزیجات و قارچ و لوبیا در جاده بهشت‌زهرا، کارخانه سرکه‌سازی و کارخانه رب و سس در شهر صنعتی البرز و یک شرکت پخش بزرگ برای پخش محصولات. در مجموع برای ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر در این کارخانجات ایجاد اشتغال شد.

  •  سرمایه اولیه شما، یک میلیون تومان بود؛ در سال ۷۵ که مهرام دیگر برند شناخته‌شده‌ای در کشور بود، ارزش ریالی‌اش به چه میزانی رسیده بود؟

در برهه‌ای وارد بورس شدیم و به‌دلایلی کارخانه را از ما گرفتند که بهتر است به آن‌ها اشاره‌ای نشود.

  •  یعنی شما نمی خواستید وارد بورس شوید؟ 

مجبور بودیم این کار را انجام دهیم، وگرنه نمی‌خواستیم وارد بورس شویم؛ اما بانک مرکزی به‌دلیل مشکلات اقتصادی بعد از جنگ، اعتبارات شرکت‌های خصوصی را ۵۰ درصد کاهش داد. در نتیجه ما برای خرید مواد اولیه با مشکل مواجه شدیم. پیشنهاد دادند که شرکت را سهامی‌ عام کنید تا بتوانید پول به شرکت بیاورید.

  •  چه میزان از سهام شرکت را به بورس عرضه کردید؟ 

من و شریکم، ۵۵ درصد را برای اینکه مدیریت‌مان را بر مهرام حفظ کنیم برای خودمان نگه داشتیم و ۴۵ درصد را به بورس عرضه کردیم و در کمتر از پنج ساعت، سهام مهرام به فروش رسید.

  •  تا اینجای کار به نظر نمی‌رسد اتفاق خاصی افتاده باشد؟ مشکلات از کجا شروع شد؟

متأسفانه گروهی که آمدند و سهم‌ها را خریدند و به هیئت‌مدیره آمدند، برای جلوگیری از کار مهرام آمده بودند و برنامه‌هایی می‌دادند که قابل اجرا نبود و به‌نوعی چوب لای چرخ گذاشتن بود و بالاخره به ما پیشنهاد دادند که سهام خودمان را به آن‌ها بفروشیم!

  •  مشکل‌شان چه بود؟

هدف‌شان این بود که کارخانه را از ما بگیرند.

  •  و شما مجبور شدید مهرام را بفروشید؟

بله، مقداری را نقد دادند و مقداری را هم چک سه‌ماهه دادند.

  •  مهرام را چه مبلغی فروختید؟

(آهی طولانی می‌کشد و خطوط چهره‌اش عمیق‌تر می‌شود و ادامه می‌دهد) مهرامی را که سالی ۶۰ تا ۷۰ میلیارد تومان درآمد داشت، در سال ۷۵ به چندین برابر زیر قیمت از چنگ ما درآوردند. ۳ میلیارد تومان به ما دادند که چند میلیارد دیگر را هم چک بدهند اما به‌محض اینکه مجمع را تشکیل دادند و ما از هیئت‌مدیره بیرون آمدیم، به‌نوعی برای ما پاپوش درست کردند و آزادی ما را هم در گرو پس دادن چک‌های‌شان قرار دادند؛ چک‌هایی که مجبور شدیم پس بدهیم و هیچ‌گاه پاس نشد!

  •  به نظر خودتان ارزش ریالی ۷ کارخانه مهرام در سال ۷۵ چقدر بود؟

بیش از ۳۰ میلیارد تومان که آن را با ۳ میلیارد تومان از ما گرفتند. آن قیمت را هم بورس تعیین کرده بود و شاید بسیار بیشتر از این‌ها ارزش داشت.

  •  الان مهرام آقای ظهیری دست افراد دیگری است و او حتی یک دفتر کار هم در آنجا ندارد؛ با این اوضاع چگونه کنار آمدید؟

خیلی سخت بود و ما مجبور شدیم همه چیز را رها کنیم؛ چون در ابتدا با این استدلال که ما چیزی از مدیریت کارخانه نمی‌دانیم و خود شما اداره‌اش کنید، جلو آمدند اما در ادامه کاری کردند که ما مهرام را رها کردیم و حتی بعد از من بخشی از پرسنل از هیئت‌امنای جدید خواسته بودند که یکی از سالن‌های کارخانه را به نام شاهرخ ظهیری بزنند که همه پیشنهاددهندگان این طرح را اخراج کردند!

  •  از حال و روز فعلی مهرام خبر دارید؟

مهرام در حال حاضر اصلا حال و روز خوبی ندارد، چون همه مهره‌های خوب مهرام را اخراج کردند. مهرام می‌توانست به یک برند بزرگ و درجه یک در همه دنیا تبدیل شود اما الان یک کارخانه معمولی در سطح ایران است.

  •  بعد از مهرام دیگر هیچ‌گاه به فکر راه‌اندازی کارخانه دیگری نیفتادید؟

همان زمان که کارخانه کنسانتره جیرفت را راه‌اندازی کردیم، کارخانه‌ای نیز در زمینه آب‌معدنی وجود داشت که می‌خواستیم به مهرام اضافه‌اش کنیم. اما کارخانه سوددهی نبود و هزینه‌های حمل‌ونقل آب به تهران هم بالا بود، بنابراین مدیرعاملی‌اش را واگذار کردیم. همچنین در چند کارخانه به‌عنوان مشاور بودم مانند سان‌استار که تولید آب‌میوه دارد؛ الان به‌عنوان مشاور در اتاق بازرگانی حضور دارم.

  •  در برهه‌ای صادرات هم داشتید؟

یکی از کارهایی که کردیم، صادرات سس به امریکا بود؛ آن هم در زمانی که واردات از ایران را تحریم کرده بودند. چون برادرم در امریکا زندگی می‌کرد، وقتی به آنجا می‌رفتم، به مراکز خرید می‌رفتم و بسته‌بندی‌هایی داشتیم و کیفیت محصولات‌شان را می‌سنجیدم. یا وقتی به آلمان رفتم با همین فروشگاه‌‌گردی متوجه شدم که آلمان‌ها خیلی سیر می‌خورند و سیرترشی را از یونان وارد می‌کردند؛ یک شیشه خریدم و به ایران آوردم. به لحاظ کیفی به پای سیر ایران نمی‌رسید. براساس همان اسانس و ترکیب و فرمول، سیرترشی تولید و صادر کردیم و حدود سال ۷۲ بود که هر ماه یک تا دو کانتینر سیرترشی به آلمان صادر می‌کردیم.

  •  به امریکا چگونه صادر می‌کردید؟

صادرات به امریکا بیشتر جنبه سیاسی داشت؛ چون امریکا ما را به‌لحاظ مواد غذایی و فرش و... تحریم کرده بود. آشنایی داشتیم که از قوم و خویش همسرم بود؛ وی آقای راهب و صاحب برند ایران‌گلاب بود که محصولاتش را در امریکا دیده بودم. راه‌وچاه را از او پرسیدم و گفت که از دبی و با نام و برند پاکستانی به امریکا می‌فرستاد. ما هم از این طریق محصولات مهرام مانند خیارشور و ترشی را در کارتن‌هایی با نام پاکستان و با برند مهرام روی شیشه‌ها به امریکا صادر کردیم که به‌شدت فروش داشت و درخواست‌های زیادی هم برای ارسال مجدد داشتیم و امریکایی‌ها هم هیچ‌گاه نفهمیدند که از ایران، کالایی به کشورشان صادر شده است!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان بابک بختیاری کارآفرین موفق ایرانی

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:جمعه 13 بهمن 1396-08:13 ب.ظ

شاید شنیدن سرگذشت زندگی پرفراز و نشیب انسانی که بارها زمین خورده و دوباره برخاسته است برای کسانی که با یک شکست متوقف می‌شوند، عبرت آموز باشد بویژه زمانی که بدانند وی شکست را همواره به تجربه طلایی زندگی اش تعبیر می‌کند و از آن پلی می‌سازد برای رسیدن به موفقیت.

وقتی با لباس زندان و دستبند، پای به دادگاه می‌گذارد و 70 طلبکار خشمگین را روبه‌روی خود می‌بیند، با خودش عهد می‌بندد در صورت خلاصی از این مخمصه، در کسب و کار تازه‌اش، با حساب و کتاب قدم بردارد؛ کسب و کاری که در آن نه از چک برگشتی و ورشکستگی خبری باشد و نه از بی‌اعتباری و بی‌آبرویی و تنهایی. شاید در پائیز 1384 وقتی زندانی بدهکار با زبان خواهش و منطق قول پرداخت تمام بدهی‌هایش را در صورت آزادی از زندان می‌داد، هیچ کدام از شاکیانش باور نمی‌کردند، او بدون داشتن کمترین سرمایه و اعتباری بتواند فروشگاه زنجیره‌ای‌اش را راه‌اندازی کند و در مدت 6 ماه، شعباتش به 106 و درآمدش به 5 میلیارد تومان برسد. اما او به توانایی و خلاقیت و پشتکار خودش ایمان داشت؛ ایمانی که کمکش کرد با 300 میلیون تومان بدهی کاری را شروع کند که او را به اوج موفقیت برساند.

شروع داستان بابک بختیاری کارآفرین موفق ایرانی

بابک بختیاری در تابستان 1357 زمانی که ایران آبستن یک انقلاب بزرگ بود، در تهران به دنیا آمد. او نیز مثل بسیاری دیگر کارآفرینان از کودکی به استقلال مالی و کسب درآمد علاقه مند بوده، به طوری که در 7 سالگی گاهی دور از چشم پدر و مادر پول توجیبی‌اش را کیک و آدامس و شکلات می‌خرید و جلوی استخر محله‌شان بساط می‌کرد. وقتی هم که در 14 سالگی پدرش ورشکست می‌شود و به خانه مادربزرگ پناه می‌برند، صبح‌ها با خریدن چند ساندویچ سرد و فروختن آنها در زنگ تفریح به همکلاسی‌ها، پول توجیبی‌اش را تأمین می‌کرد.

از مسافرکشی تا نمایشگاه داری

بابک بختیاری نخستین کسب و کارش را زمانی آغاز می‌کند که پول فروش تمام لوازم خانه در اختیارش قرار می‌گیرد: «در سال 76 با سرمایه 2 میلیون تومانی که مادرم از فروش تمام لوازم خانه مان در اختیارم قرار داد، پیکانی خریدم که هم وسیله رفت و آمدم به دانشگاه بود و هم با آن در خیابان‌های تهران مسافرکشی می‌کردم. هر چند از این کار روزی 10 هزار تومان هم درآمد داشتم اما شغلی نبود که با روحیات من سازگار باشد. ماشین را فروختم و با یکی از دوستان با سرمایه 4 میلیون تومانی رستورانی شراکتی راه اندازی کردیم. نداشتن پشتوانه مالی و سرمایه در گردش و محاسبه نکردن دوران به اصطلاح خاک خوردن کار، باعث شد در کمتر از یکسال تمام سرمایه مان را از دست بدهیم.

اولین سود بابک بختیاری یک کارآفرین موفق

بعد از مدتی بوفه مدرسه‌ای را اجاره کردم و به فروش ساندویچ پرداختم. تجربه شکست در رستوران در اینجا که نیاز به سرمایه بالا و دکور نبود به کمکم آمد و سود بالای روز 50 هزار تومانی را برایم رقم زد. با این موفقیت، بوفه 2 مدرسه دیگر را نیز اجاره کردم و بدین شکل نخستین فروش زنجیره‌ای را تجربه کردم. تا اینکه فصل تعطیلی مدارس شروع شد.

دنبال کاری بودم که روزی پدرم لوازم مستعمل دفتر کارش را گوشه حیاط خانه آورد. از فرصت به وجود آمده استفاده کردم و با تعمیر و رنگ آمیزی آنها و سپس چاپ آگهی فروش در روزنامه ، توانستم تمام لوازم را به قیمت خوبی بفروشم. این سود 400 هزار تومانی عاملی شد تا توقع‌ام از بوفه‌داری بالاتر برود و با چاپ آگهی به خرید و فروش لوازم اداری دست دوم بپردازم. کم کم چند کارگاه تولید لوازم اداری راه‌اندازی کردم و چند فروشگاه زنجیره‌ای برای فروش آنها زدم. در اوایل کسب و کارمان رونق خوبی داشت و از تولید و فروش بالایی برخوردار بودیم. اما به دلیل محاسبه نکردن دقیق حساب و کتاب‌ها، ورشکست شدم و نه تنها تمام سرمایه ام را از دست دادم بلکه با 300 میلیون تومان چک برگشتی، جایی جز پشت میله‌های زندان برایم باقی نماند.»

می‌گویند عقربه‌های ساعت در زندان کندتر از هرجای دیگری می‌چرخد. آنقدر کند که هر ساعتش به اندازه یک سال طول می‌کشد. اما زندان نیز مانند هر چیز دیگر برای بابک فرصتی بود تا فارغ از محیط پرهیاهوی بیرون به زندگی و آرزوهایش فکر کند؛ آرزو‌هایی که هر چند برخی شکست‌ها آنها را به تأخیر انداخت اما نمی‌توانست متوقفشان کند.

ایده‌ای از صندوقچه خاطرات بابک بختیاری یک کارآفرین موفق

کسب و کارها عموماً به رفع نیاز مشتریان می‌پردازند. اما برخی کسب و کارها با طراحی یک نوآوری به ارائه خدمت یا محصولی جدید می‌پردازند که قبل از آن، نیاز به وجودش احساس نمی‌شد. بختیاری نیز برای رسیدن به رؤیاهای بلندپروازانه‌اش در پی خلق محصولی جدید بود:« در وجودم توان و انرژی زیادی احساس می‌کردم. بعد از رضایت شاکیان و آزادی از زندان چند کار دیگر را امتحان کردم که چندان موفق نبود و بر بدهی‌هایم افزود. تا اینکه در سفری همراه با یکی از دوستان به چین، آبمیوه‌ای در رستورانی خوردیم که ذهن مرا خیلی به خود مشغول کرد. البته نه مزه و رنگ آبمیوه بلکه سرو آن در لیوانی دردار که از وسط آن یک نی برای نوشیدن خارج شده بود. آن موقع چنین لیوانی در ایران وجود نداشت.

دوستم دستگاهِ ساختِ آن را خرید و به ایران بازگشتیم. ذهنم تا مدتها به این فکر مشغول بود که چه محصول دیگری می‌توان با این لیوان ارائه کرد تا اینکه به یاد خاطره‌ای از دوران کودکی ام افتادم. یادم آمد که هر وقت مادرم بستنی می‌خرید، ابتدا آن را در ظرفی هم می‌زدم تا رقیق شود، سپس چند اسمارتیز به آن اضافه می‌کردم و تا ته سر می‌کشیدم و می‌خوردم که خیلی مزه می‌داد. از یادآوری این خاطره آنچنان خوشحال شدم که از جایم پریدم و دائم می‌گفتم «یافتم یافتم» به گونه ای که اطرافیان‌هاج و واج مرا می‌نگریستند.

در واقع ایده تولید و فروش بستنی شل در لیوانی که در دارد و با یک نی مصرف می‌شود از یادآوری خاطره کودکی آغاز شد.

با قرض و وام مغازه ای در شمال تهران بین دو بستنی فروشی بزرگ و معروف اجاره کردم و روی تابلوی آن نوشتم شعبه مرکزی آیس پک ( بستنی بسته بندی). از دید برخی‌ها محاصره بین دو رقیب بزرگ یک ریسک بود اما به نظر خودم این یک فرصت بی نظیر برای دیده شدن بود. در واقع آن محل بازاری بود برای خریدن و خوردن بستنی و ما هم عرضه کننده نوع جدیدی از بستنی بودیم.

تبلیغات ما دهان به دهان بود. یعنی مشتریان‌مان با رضایتی که از نحوه سرو و مزه بستنی ما داشتند به دیگر دوستان خود نیز اطلاع‌رسانی می‌کردند. یکی از تبلیغات ما در ابتدا دادن بستنی رایگان به راننده خودروهایی بود که برای خوردن بستنی در آن محل توقف می‌کردند. آنها و همراهانشان با دیدن این مدل بستنی، لوگوی آن و نام خاصش که خارجی بود، کنجکاو می‌شدند تا بیایند داخل مغازه و بستنی با نی که تا آن زمان با قاشق خورده می‌شد را امتحان کنند. در واقع نوآوری در بسته بندی بستنی، نوع لوگو، طراحی دکوراسیون داخلی که حاصل تجربیات پیشینم بود و تبلیغات شفاهی باعث استقبال فراوان مردم از این محصول و موفقیت سریع ما شد. به طوری که شعبه دوم را نیز خیلی زود افتتاح کردیم. حتی طلبکارانم نیز به مشتریان پر و پا قرص مان تبدیل شده بودند.

کم‌کم افراد زیادی مراجعه می‌کردند و درخواست گرفتن نمایندگی داشتند. من نیز به شرطی با واگذاری امتیاز موافقت می‌کردم که نحوه مدیریت شعبه‌ها مطابق شعبه مرکزی و نظارت ما صورت بگیرد. همچنین خدماتی مانند دکوراسیون و مبلمان داخلی مغازه‌ها، مجهز کردن آشپزخانه، تهیه لیوان‌های مخصوص و دادن مواد اولیه بستنی در انحصار شرکت مرکزی و با مدیریت من انجام بگیرد. بدین گونه سیستم فروش زنجیره‌ای ما وسعت گرفت به طوری که در مدت 6 ماه تعداد شعبه‌هایمان به 106عدد رسید که در دنیا یک رکورد محسوب می‌شود و تعداد افرادی که به طور مستقیم و غیرمستقیم از این کسب و کار منتفع می‌شدند به 5 هزار نفر افزایش یافت. در این مدت نه تنها توانستم بدهی 300 میلیون تومانی‌ام را بپردازم بلکه حدود پنج میلیارد تومان نیز سود عایدم شد.»

 بابک بختیاری یک کارآفرین موفق که در لیست صد برند برتر ایرانی است

در سال 86 او به عنوان کارآفرین برتر ملی معرفی می‌شود و سال 88 کسب و کارش در لیست صد برند برتر ایرانی جا خوش می‌کند. البته کسب و کارهای شکست خورده پیشین‌اش را با درایت بیشتر احیا می‌کند و در زمینه فروش مبلمان و رستوران داری به موفقیت‌های خوبی دست می‌یابد. ضمن آنکه روی محصولات دیگری همچون آبمیوه و ماست و بستنی نوآوری‌هایی انجام می‌دهد.

هر شکست یک تجربه طلایی است.

بابک بختیاری می‌گوید:«زمین خوردن را بازی‌ای می‌دانم برای افزایش تجربیاتم. هر موقع که زمین خوردم قوی تر شدم و با اتکا به توانایی‌های خودم بلند شدم و با قدرت بیشتری به حرکت ادامه دادم. کسی که زمین نخورد، نمی‌تواند به انسانی قوی تبدیل ‌شود. افراد موفق و ثروتمند دنیا بعد از بار‌ها شکست و زمین خوردن به پیروزی رسیده‌اند. کسانی که زمین خورده‌اند بدانند که بحران‌های زندگی آنها را قوی تر می‌سازد همچون آهنی که با حرارت به فولادی سخت بدل می‌شود.»
این کارآفرین شانس و خوش بیاری را برای همه یکسان می‌داند و می‌گوید: « نداشتن خوش بیاری و شانس بهانه آدم‌های ضعیفی است که نمی‌توانند از فرصت‌های موجود به خوبی استفاده کنند. همه چیز به توانمندی‌های خود افراد بستگی دارد. برخی بی توجه و به سادگی از کنار موقعیت‌ها می‌گذرند و برخی با برقراری ارتباط صحیح از موقعیت‌های پیش آمده هر فرصتی را به ثروت تبدیل می‌کنند.»

بابک بختیاری می‌گوید:« اگر از من بپرسند که علم بهتر است یا ثروت به طور قطع خواهم گفت علم. اگرچه تحصیلات آکادمیکم را در رشته مهندسی عمران نیمه تمام رها کردم ولی هرگز خواندن کتاب را کنار نگذاشته ام. در هر فرصتی اطلاعات تجاری ام را افزایش می‌دهم. خواندن کتاب برای من یک عشق است. از دوران نوجوانی داخل تاکسی، اتوبوس، مطب دکتر، صف انتظار بانک و … به خواندن کتاب‌های مورد علاقه ام در زمینه تجارت و موفقیت، می‌پرداختم و هیچ وقت به بهانه کار و گرفتاری فرصت یادگیری را از خودم دریغ نمی‌کنم.

قانون 20-80 از نظر بابک بختیاری یک کارآفرین موفق

در مورد اهمیت برنامه‌ریزی هم به قانون بیست، هشتاد آقای «پاره تو» باید اشاره کنم که می‌گوید بیست درصد از همه فعالیت‌ها و کارهایی که انجام می‌دهیم، هشتاد درصد از نتایج مهم و معنادار را برایمان به ارمغان می‌آورد.

در واقع انجام این 20 درصد در زندگی ما تفاوت ایجاد خواهد کرد و ما را در مسیری که آرزوی آن را داریم، قرار خواهد داد. پس برنامه ریزی زندگیمان را باید به گونه ای طراحی کنیم که در کمترین زمان بیشتری نتایج عایدمان شود. من اعتقاد دارم با برنامه‌ریزی و نظم دادن به کارها می‌توان فرصت‌های زیادی را آزاد کرد تا اوقات بیشتری را در کنار خانواده گذراند.

برخی‌ها را می‌بینیم که در تمام عمر از صبح تا شب وقتشان را درگیر یک مغازه می‌کنند اما برخی دیگر با بهره‌‌گیری از یک سیستم، نه تنها آن مغازه را از دور کنترل می‌کنند بلکه می‌توانند ده‌ها مغازه دیگر هم راه‌اندازی کنند. باید اعتراف کنم هر چقدر کارهایم بیشتر می‌شود، به دلیل بهره مندی از سیستمی ‌که به حضور فیزیکی من نیازی ندارد، وقتم نیز آزادتر می‌شود و می‌توانم اوقات بیشتری را با خانواده‌ام باشم و به ورزش رزمی‌ که مورد علاقه‌ام است بپردازم و مسافرت‌های طولانی مدتی در برنامه ام داشته باشم بدون آنکه کمترین مشکلی در اداره کسب و کارم ایجاد شود.

کارآفرینی که در سنی کمتر از 30 سالگی بزرگترین فروش زنجیره ای در ایران را راه اندازی کرد و به اوج ثروت و موفقیت رسید، می‌گوید:« به عنوان یک کارآفرین خودم را در ابتدای راه می‌بینم و اگر امروز پیشرفتی در کارم دارم به این دلیل است که به انگیزه‌هایم بها داده ام. در کار به پنج اصل تخیل، باور، برنامه‌ریزی، تلاش و هدف اعتقاد دارم. تخیل به ما این امکان را می‌دهد تا به هر ایده ای که می‌خواهیم فکر کنیم. باورداشتن به توانایی‌هایمان و رشد کسب و کارمان دومین رمز مهم موفقیت است.

در مرحله بعد برای عملی کردن رؤیایمان باید برنامه ریزی کنیم. در واقع برنامه ریزی سناریویی است که حتی بدون داشتن پول و پارتی می‌تواند کسب و کارمان را رو به جلو هدایت کند و بدون وجود آن مقصد را نمی‌بینیم. مرحله آخر تلاش است که بدون مراحل قبلی این عامل هیچ تأثیری در موفقیت شما نخواهد داشت. البته یک نکته بسیار مهم برای رسیدن به موفقیت و شکل دادن رؤیاهایمان، دور کردن افکار منفی و سیاه از ذهن و قلبمان است که آنها مخل و مزاحمی‌ هستند برای زایش اندیشه‌های نو و ایده‌های بکر در ذهنمان.»

لذت موفقیت در پیمودن مسیر است.

بابک بختیاری در اختیار گذاشتن تمام امکانات به فرزندان را نادرست می‌داند و می‌گوید:« اگر بدون زحمت همه چیز برای بچه‌ها مهیا شود، زندگی برایشان بی معنا می‌شود. آنها باید با تلاش و زحمت در مسیر موفقیت حرکت کنند تا مزه آن را بچشند و قدرش را بدانند. باید در این راه بارها زمین بخورند و بلند شوند تا موانع را پشت سر بگذارند. آنگاه که همچون فولاد محکم شدند هر چه در اختیارشان قرار گیرد به بهترین شکل از آن استفاده می‌کنند.»

بختیاری همچنین موفقیت در هر کسب و کاری را آموختنی می‌داند و نه ذاتی و ادامه می‌دهد:‌« افراد زیادی با حضور در کلاس‌های مختلف راه‌های موفقیت را پیدا می‌کنند. از شکست‌هایشان درس می‌گیرند و روحیه‌شان را قوی نگه می‌دارند، باوری قوی دارند و به آینده کارشان امیدوارند. انسان‌ها اگر در جهت رسیدن به آرزو‌هایشان تلاش کنند قطعاً رشد بهتری را در دنیا شاهد خواهیم بود. اما متأسفانه بسیاری از افراد به دلیل سستی و تنبلی و نداشتن باور از پیگیری آرزو‌هایشان می‌گذرند که نتیجه‌ای جز حسرت برایشان باقی نمی‌ماند.»وی انتهایی برای آرزو‌هایش متصور نیست و حضور در عرصه‌های جهانی را حداقل آرزویش می‌داند که مسیری از این راه را با افتتاح شعبی در مالزی، کویت، عراق و امارات متحده پیموده است. همچنین به رعایت شعار«همیشه حق با مشتری است» تأکید می‌کند و معتقد است «رضایت مشتری برکت هر کسب و کاری است».

او ارتباطات را عاملی تأثیرگذار در رشد کسب و کار‌ها می‌داند و می‌گوید:« با هر کسی که دوست شدم و ارتباط برقرار کردم یک روزی به کمکم آمد؛ چرا که هر کس اطلاعاتی دارد، محصولاتی را می‌شناسد و ارتباطاتی دارد که می‌تواند در پیشبرد کسب و کارمان مؤثر باشد. حتی رقابت سالم نیز می‌تواند انگیزه‌ای بالا برای رشد کسب و کارمان ایجاد کند.»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

9 ایده پولساز صنعت غذاکه اگر در ایران اجرا کنید میلیاردر خواهید شد !

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:جمعه 13 بهمن 1396-08:11 ب.ظ

9 ایده پولساز صنعت غذاکه اگر در ایران اجرا کنید میلیاردر خواهید شد !

به نظر شما مهم ترین صنعت در جهان کدام است؟

شاید پاسخ شما صنعت IT یا تکنولوژی باشد؛ اما اینطور نیست ! به گزارش مجله FORBES مهم ترین صنعت در جهان، صنعت غذا است.

زمانی که صحبت از مهم ترین صنعت میشود، میتوان به سه چیز پی برد :

  1. غذا و خوراکی در اولویت های بالای زندگی مردم قرار دارد (در هر کشوری)
  2. آینده برای پرتوجویان در این صنعت روشن است
  3. تاریخ و گذشته طولانی دارد و میتوانیم درس ها و تجربیات فراوانی از آن بدست آوریم

آقای شاهرخ ظهیری، که قبلا در سمینارهای پروژه سوخت جت مهمان ما بوده است، میگوید :
«اگر یک روز دنیا بخواهد به آخر برسد، آخرین صنعتی که درب-اش را خواهند بست، مطمئنا صنعت غذا خواهد بود…»

خب این یعنی
یک فرصـــتِ خـــوبِ کــــارآفریــــنی !

یعنی شما هم میتوانید با داشتن چند ایده ساده و پولساز تبدیل به کارآفرینان بزرگ این صنعت کشورمان مانند بابک بختیاری (مخترع آیس پک) و یا شهرام فخار (موسس رستوران پدر خوب) آینده شوید.

راه برای شما باز است و آینده ای درخشان در انتظار شماست.
اگر ایده ای دارید، مطمئنا دیر یا زود موفقیت عظیمی بدست خواهید آورد در این صنعت، اما؛

اگر ایده ای ندارید

در این مقاله میخواهیم 9 ایده پولساز و خلاقانه به شما معرفی کنیم، که قبلا در کشورهای مختلف اجرا شده، آزمون خطا شده و بکر بودن آن ثابت شده است.

اگر میخواهید وارد صنعت غذا شوید و هیچ ایده ای ندارید، این مقاله کمک بزرگی به شما خواهد کرد؛
در این مقاله ایده های مختلف از رستوران های جالب و خلاقانه ای که میتوانید به سرمایه ی اندکی راه اندازی کنید و یا خوراکی های جالبی که بتوانید آنرا به رستوران ها، کافی شاپ ها یا اغذیه فروشی ها بفروشید، آشنا شوید.

لازم به ذکر است؛
این ایده ها به خودیِ خود هیچ ارزشی ندارند… این شما هستید که باید به ایده ها ارزش بدهید.

پس این لیست را بخوانید و هرکدام را که دوست داشتید انتخاب کنید، به مدت 1 هفته تحقیقات بازارِ آنرا انجام دهید، هفته دوم برنامه ریزی کنید و از هفته سوم شروع کنید به راه اندازی کسب و کارتان تا درآمد میلیونی و شاید هم میلیاردی بدست آورید… تمامش بستگی به خودتان دارد !

9 ایده پولساز صنعت غذاکه اگر در ایران اجرا کنید میلیاردر خواهید شد !

9 ایده پولساز صنعت غذا
که اگر در ایران اجرا کنید میلیاردر خواهید شد !

 

  1. 1000 Figs یا 1000 انجیر
    نام رستورانی جمع و جور است که غذاهای مدیترانه ای پخت میکند اما به خلاقانه ترین شیوه ارائه میکند.

    این رستوران که نامش 10000 انجیر است، در واقع معتقد است هرچقدر غذاهای مدیترانه ای از جمله فلافل را به صورت قدیمی با اصالت و به دور از مدرنیته عرضه کنید موفق تر خواهید بود.
    رستوران 10000 انجیر برای همین امر غذاهایش را که شامل سالادهای مدیترانه ای و غذاهای مخصوص مانند فلافل است در کاسه های قدیمی و سفالی به مشتریان عرضه میکند.
  2. Be Well Nutrition یا مقوی بنوشید
    این برند نام شیرهای کاملی است که توسط یک تیم چندنفره به صورت استارتاپی راه اندازی شده است.

    به دنبال یک نوشیدنی انرژی زا و طبیعی هستید؟
    هرآنچه لازم دارید را میتوانید در شیر کامل و مقوی پیدا کنید !
    این تیم چندنفره، قصد دارد نوشیدنی سالم را ترویج دهد بنابراین به صورت کاملا کاربردی و ساده تمام ویژگی های یک شیر کامل را و کاربرد آن را در زندگی روزمره را حتی بر روی پاکت این شیرهای سالم چاپ کرده اند.
  3. Bloom Box Farms یا مزارع داخل جعبه های کانتینری
    به نظر شما با آهن پاره های قدیمی و اوراق کانترهای ترانزیت (جعبه های آهنی بزرگی که در حمل و نقل دریایی استفاده میشوند) چه کارها میشود کرد؟

    خب یک تیم استارتاپی متشکل از 44 جوان تازه نفس این جعبه های کانتینر را به قیمت خیلی پایین خریده اند و در آنها سبزی کاشته اند و تبدیل به گلخانه کرده اند.
    بهترین قسمت این ایده میدانید کجاست؟ یک گلخانه قابل حمل دارید ! حتی میتوانید در سطح شهر به صورت روزانه سبزی تازه بفروشید.
  4. Bon Castor یا رستورانِ نه چندان رستوران
    به نظر شما فقط در رستوران یا اغذیه فروشی ها باید غذا خورد؟ موسسان بان کستِر اینطور فکر نمیکنند !

    آنها در واقع یک رستوران کوچک دارند که چند نوع بیشتر غذای ساده عرضه نمیکند اما در این رستوران گالری هایی از محصولات دست ساز برای فروش موجود است که مشتریان بیشتر به خاطر خرید از محصولات و صنایع دستی به این رستوران می آیند.
  5. Dat Dog یا دَت داگ
    بله این دت داگ شبیه به هات داگ خودمون هست… اما به چند فرق جزئی.

    این رستوران کاملا در فضای باز است و هات داگ ها را با تزئین و اضافه کردن ادویه های محلی نیو ارلئانی، سس تمساح!،سس خرچنگ و سس دودی لوییزینایی !
    میدانید چرا دت داگ موفق شده است؟ چون تمام هات داگ فروشی ها فقط 33 نوع سس در اختیار مشتری میگذارند… به همین سادگی.
  6. Dinner Lab یا آزمایشگاه غذا
    یک رستوران کاملا متفاوت که مزیت رقابتی آن ارتباط مستقیم سرآشپز آن با مشتریان است !

    این رستوران سرآشپزهایش را تشویق میکند تا غذاهای جدید و متفاوتی بپزند برای همین منظور میزی در محیط رستوران وجود دارد که مرز بین آشپزخانه و محل نشستن مشتریان است؛
    سرآشپزها هر غذای جدیدی که میخواهند تست کنند، آنرا بر روی این میز قرار میدهند و مشتریان ماجراجو نیز مایلند از این غذاها بخورند و کیفیت آنرا گزارش دهند.
    در این رستوران فقط 22 نوع غذا همیشه به صورت ثابت وجود دارد، دیگر غذا ها به صورت هفتگی یا روزانه تغییر میکنند… یک رستوران فقط برای افراد ماجراجو که میخواهند همیشه غذاهای جدید امتحان کنند.
  7. District یا دیستریکت
    یک کافه با یک عالمه تنوع دونات…

    اگر دونات (تقریبا شبیه به پیراشکی) دوست داشته باشید، این کافه پاتوق شما خواهد بود.
    ایده جالب این کافه در این است که چند نوع قهوه ساده را با یک عالمه تنوع در دونات های با کیفیت ارئه میدهد. تمام مشتریان این کافه، بیشتر به خاطر امتحان کردن دونات هایی با طعم ها مختلف که قبلا امتحان نکرده اند به این کافه می آیند.
  8. MobileCube یا جعبه همراه
    رستورانی که به بهانه شارژ کردن باتری موبایلتان به آنجا میروید و غذا میخورید.

    همه مان امروزه از تلفن های همراه استفاده میکنیم و روشن بودنِ ان برای ما اهمیت زیادی دارد. حالا فرض کنید باتری موبایل تان کم است و پس از چند دقیقه موبایل تان خاموش خواهد شد… چه کاری خواهید کرد؟
    اگر در نیویورک باشید باید به دنبال بنر رستوران های MobileCubee بگردید تا آنجا موبایلتان را شارژ کنید و در حین شارژ شدن موبایلتان غذا هم بخورید… ایده خوبی نیست؟

9.Publiq House یا پابلیق هاوس
کافه ای که نه تنها نوشیدنی بلکه سرگرمی نیز می فروشد !

شاید خیلی خسته باشید، از نظر روحی داغون باشید و یا اصلا بخواهید زمانتان را بگذرانید برای همین به کافه ای میروید و یک قهوه می نوشید، حالا فرض کنید یک گروه موسیقی برای شما موسیقی های شاد و بامزه می نوازند، آیا حاضر نیستید بار دیگر به همان کافه برگردید؟
کافه پابلیق هاوس با یک تیم نوازنده همکاری میکند که از مشتریان نام آهنگ های درخواستی شان را می پرسند و آنها را برایشان می نوازند.

منبع:پروژه سوخت جت




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کانال تلگرام «جاده ابریشم ایران» https://t.me/iraniansilkroad

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:شنبه 6 آبان 1396-01:36 ب.ظ

به کانال تلگرام جاده ابریشم ایران خوش آمدید 


برای ورود


ما را در اینستاگرام دنبال کنید



متن و تصویر کارت ویزیت کسب و کار خود را جهت درج در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دسترسی سریع به موضوعات سایت

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:سه شنبه 21 شهریور 1396-11:30 ق.ظ

دسترسی سریع به موضوعات سایت

 * صفحه اصلی * فروشگاه مقاله و پروژه و ترجمه 
 * دارالترجمه یاسین * فروشگاه نرم افزار اندروید
 * انتشارات نافله   * فروشگاه گلیم سنتی
 طب سنتی
اگر سوال پزشکی دارید لطفا به سایت رسمی دکتر روازده مراجعه نموده و سوالتان را در آنجا مطرح کنید : www.ravazadeh.com
 * فروشگاه کتاب 
 * دانلود رایگان 
 * آموزش  
 * کسب و کار و موفقیت 
 شهر من میانه 
 اختراعات و ایده های جدید  

 
**********
  ترجمه رسمی کلیه اسناد و مدارک در اسرع وقت 
 با تایید وزارت خارجه و وزارت دادگستری
 توسط مترجمین رسمی وزارت دادگستری  
ترجمه رسمی از قبیل : شناسنامه - مدارک تحصیلی و ... 
* ترجمه غیر رسمی از قبیل: مقالات - کتب و جزوات دانشگاهی 
مشاوره و نوشتن پایان نامه در کلیه رشته ها (کارشناسی - ارشد و دکتری)
 
تنظیم پایان نامه با فرمت دانشگاه
مشاوره و نوشتن کتاب (صدور مجوز و چاپ با همکاری انتشارات نافله)
مشاوره و نوشتن مقالات ISI
ارائه کلیه خدمات اینترنتی : ثبت نام - طراحی وب سایت و ... 
تایپ - تحقیق - پاورپوئینت - طراحی - نرم افزار SPSS و ... 
 کلیه خدمات به صورت آنلاین انجام می گردد. لطفا تماس بگیرید.  
----------------------------------------------------
آدرس دفتر دارالترجمه یاسین
استان آذربایجانشرقی- میانه- خیابان امام- جنب هلال احمر 
 دفتر: 52245205(041)     
همراه: 09144234216 (باقری )  
تلگرام: 09371268564    
کانال تلگرام: wwwyasinnetir@   .
اینستاگرام : wwwyasinnetir@   .
Email: yasinnet.ir@gmail.com
 جداکننده متن
پرداخت هزینه خدمات و سفارشات
(لطفا بعد از ورود مبلغ مورد نظر  را وارد کنید)


از پرداخت شما متشکریم
دریافت شماره تلفن و آدرس ایمیل صرفا جهت پشتیبانی می باشد و برای تبلیغات استفاده نمی شود
درگاه پرداخت آنلاین - هزینه سئو و بهینه سازی سایت 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایده دیجیتال مارکتینگ(اپلیکیشن)

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:شنبه 4 شهریور 1396-09:53 ب.ظ

ایده دیجیتال مارکتینگ(اپلیکیشن)

  دسته بندی: ایده های پولساز   

قیمت: 120,000,000 ریال   

تعداد نمایش: 1840 نمایش

تاریخ ارسال: 24 مرداد 1396

به روز رسانی در: 24 مرداد 1396

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

این ایده در زمینه دیجیتال مارکتینگ می باشد. زمینه فعالیت این ایده فوق العاده گسترده و کاربردی است. این ایده بسیار عالی و آنتیک است و در ایران هیچ نمونه و مشابهی ندارد. با اجرا شدن این ایده می توانید بخش گسترده ای از خدمات بزرگترین شرکت های ایران را به صورت دائم در اختیار بگیرید و ماهانه درآمدی معادل +10 میلیون در ماه داشته باشید. مدت زمان اجرای این ایده تا به درآمد موردنظر از 2 ماه تا 4 ماه می باشد. شما می توانید با خرید این ایده علاوه بر آموزش ایده، مقدمات اجرائی این ایده را تحویل بگیرید که یک سایت فوق العاده حرفه ای با ساپورت مادام العمر و آموزش کامل می باشد. ظرفیت این ایده در هر استان یک نفر می باشد.

همراه با این ایده یک پکیج آموزشی کسب و کار و کارآفرینی نیز ارائه خواهد شد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایده تولیدی همراه با پکیج آموزشی کامل

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:شنبه 4 شهریور 1396-09:37 ب.ظ

ایده تولیدی همراه با پکیج آموزشی کامل




قیمت: 25,000,000 ریال    

تعداد نمایش: 1431 نمایش

تاریخ ارسال: 24 مرداد 1396

به روز رسانی در: 24 مرداد 1396

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

این ایده جزء ایده های تولیدی ناب و درجه یک باشگاه میلیاردرهای خودساخته می باشد. از نظر بازارسنجی تقریبا در هر خانه فروش این محصول قطعی است و از همه مهم تر حمایت های پزشکی شامل تولید این محصول خواهد شد. همانطور که می دانید ماهیت تولید یک سری محصولات تزئینی و لوکس می باشد، اما ایده محصولی که شما قصد خریداری آن را دارید از الزامات هر خانه و خانواده ای است. بابت بکر بودن ایده این را خدمتتان عرض میکنم که در حال حاضر هیچ گونه نمونه ای از این محصول در کشور موجود نمی باشد، یا اگر نمونه ای داشته باشد به صورت تک و موردی است که شخصا تا به این لحظه نمونه ی این محصول را حتی به صورت موردی هم در کشور ندیده ام. از نظر بازار و فروش فوق العاده محصول جذاب، بکر و پرفروشی خواهد بود و به جرات می توانم بگویم بر خلاف مبلغ ایده در صورت تولید و اجرای درست بازاری بسیار قوی، پویا و پرفروش خواهد داشت. مبلغ سرمایه گذاری این طرح  3 میلیون تومان می باشد که برای اجرا احتیاج به کارگاه تولیدی یا محل خاصی ندارد. این طرح طبق روال طرح های سابق فقط در کشور به 5 نفر در 5 استان متفاوت واگذار می شود و بعد از تکمیل ظرفیت از سایت حذف خواهد شد.
 دسته بندی: ایده های پولساز   




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تسلیت به ایران و ایرانیان و همه دوستداران علم و دانشمندان در هرکجای عالم به مناسبت درگذشت عالمه بزرگوارپروفسور مریم میرزا خانی

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:یکشنبه 25 تیر 1396-09:58 ق.ظ

تسلیت به ایران و ایرانیان و همه دوستداران علم و دانشمندان در هرکجای عالم به مناسبت درگذشت عالمه بزرگوارپروفسور مریم میرزا خانی

پروفسور مریم میرزاخانی، نابغه ریاضی بر اثر ابتلا به سرطان، درگذشت.

مریم میرزاخانی که چندی بود به دلیل ابتلا به سرطان در یکی از بیمارستان های امریکا بستری بود، امروز دارفانی را وداع گفت مریم میرزاخانی متولد۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶، تهران، ریاضی‌دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد بود. وی در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برنده مدال فیلدز شد که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی نخستین زن و نخستین ایرانی برنده مدال فیلدز است. زمینه تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته بود. مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی جایزه نمرهٔ کامل شد. وی نخستین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت؛ نخستین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و نخستین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی جهانی نمرهٔ کامل گرفت. سپس در سال ۱۹۹۹ کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف و دکترای خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن از برندگان مدال فیلدز گرفت. از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شد. میرزاخانی برنده جوایزی چون جایزه ستر از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳، جایزه کلی و مدال فیلدز در سال ۲۰۱۴ بود. وی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بود. پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون نیز بود. این تارنما درگذشت این دانشمند برجسته ایرانی را به جامعه علمی و خانواده وی تسلیت می گوید.

عکس ‏‎Fanny Shirin‎‏



نوع مطلب : مفرقه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زرده گیر

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:شنبه 10 تیر 1396-10:09 ب.ظ

زرده گیر

تاکنون ، ایده‌های خلاقانه زیادی برای جدا کردن زرده و سفیده تخم‌مرغ از هم معرفی شده است. هر کدام هم مزایا و معایب خاص خود را داشته‌اند. امروز هم قصد داریم تا وسیله‌ای بسیار ساده و البته خلاقانه را برای جدا کردن زرده و سفیده تخم‌مرغ از هم معرفی کنیم.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

۷ نکته از الکس فرگوسن برای موفقیت استارتاپ‌ها

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:شنبه 10 تیر 1396-10:03 ب.ظ

۷ نکته از الکس فرگوسن برای موفقیت استارتاپ‌ها

سرالکس فرگوسن در سال ۱۹۸۶ سرمربی منچستر یونایتد شد و در آنجا سی و هشت جام قهرمانی کسب کرد، ۵ بار جام حذفی انگلستان، ۱۳ بار لیگ برتر و ۲ بار لیگ قهرمانان اروپا. پس از کسب این عناوین می توان او را یکی از موفق ترین مربیان تاریخ فوتبال نامید. فرگوسن در سال ۲۰۱۳ اعلام بازنشستگی کرد، اما همچنان در مقام مشاور با منچستر همکاری می کند و عضو هیئت اجرایی برنامه آموزشی در دانشکده ی بازرگانی هاروارد است، و با دانشجوهای MBA درباره ی خود و نکات مدیریتی که در منچستر یونایتد به جا گذاشته بود، صحبت می کند.

آگاهی به این امر که چطور می شود با یک توپ گرد پیروزی کسب کرد با چالش های پیش روی مدیران کمپانی هایی مانند اپل، وودافن، تویوتا و بسیاری دیگر، را که مدیریت می کنند فرق دارد. با این حال همچنان نکات مشترکی هست که میان تمام برنده ها مشترک است و می تواند الهام بخش سازمان هایی باشد که مدیرانشان به دنبال پیروزی هستند.

در این مطلب چند نکته در مورد نحوه مدیریت او که چگونه توانسته بود فواید کار گروهی را نسبت به کار انفرادی جا بیندازد، چگونه امید به فردایی بهتر و برنده شدن را در باشگاهی که پیش از ورود او به مدت بیست سال قهرمان انگلیس نشده بود تزریق کرده بود؟، درباره رقبا چگونه فکر می کرد، چگونه تعادلی میان زندگی شخصی و کاری خود به جا گذاشته بود و چگونه نظم را حاکم می کرد؟، همه ی این موارد نکاتی است که به موسسین استارتاپ می تواند آموزش دهد که چگونه به سوی موفقیت گام بردارند.



ادامه مطلب

نوع مطلب : کسب و کار و موفقیت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

۱۸ ایده پولساز کسب و کار اینترنتی

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:چهارشنبه 23 فروردین 1396-10:13 ق.ظ

۱۸ ایده پولساز کسب و کار اینترنتی

داشتن ایده پولساز کسب و کار اینترنتی علی الخصوص اگر بکر باشند می‌تواند نقطه شروع خوبی برای راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی موفق باشد. در این نوشتار با ۱۸ ایده پولساز کسب و کار اینترنتی آشنا خواهید شد.

آغاز کسب و کار اینترنتی در مقایسه با سرمایه‌گذاری در شرکتی که وجود فیزیکی یا دفتری در مرکز شهر دارد از ریسک بسیار کم‌تری برخوردار است. از آن‌جایی‌که کسب و کارتان مبنایی اینترنتی دارد، شما می‌توانید به مشتریان بالقوه‌ی بیشتری دست پیدا کنید و به‌صورت مجازی از هر کجا که بخواهید فعالیت کنید. با برخی مهارت‌های ارتباطی و چندین وب‌سایت اصلی همراه با کمی دانش حفظ و نگهداری، تقریبا همه‌ی ما می‌توانیم یک کسب و کار اینترنتی راه‌اندازی کنیم و آن را به پیش ببریم و تنها در چند روز آن‌را راه بیاندازیم. آیا فکر می‌کنید آماده‌اید کارآفرین اینترنتی بزرگ بعدی باشید؟



ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل دوم)01- برایان تریسی

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:یکشنبه 20 فروردین 1396-09:51 ب.ظ

کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل دوم)01- برایان تریسی

 اﮔﺮ در ذﻫﻦ ﺧﻮد اﻧﺘﻈﺎرات ﺷﻔﺎف و ﺷﺎد را ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﺧﻮد را در ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻫﺪﻓﺘﺎن ﻗﺮار ﻣﯽ دﻫﯿﺪ.

-ﻧﻮرﻣﻦ وﯾﻨﺴﻨﺖ ﭘﯿﻞ

آن ﻃﻮر ﮐﻪ درﺑﺎره ﺧﻮد ﻣﯽ اﻧﺪﯾﺸﯿﺪ و اﺣﺴﺎس ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، آن ﻃﻮر ﮐﻪ از ﺧﻮد اﻧﺘﻈﺎر دارﯾﺪ و اﻣﮑﺎن ﭘﺬﯾﺮ ﻣﯽ داﻧﯿﺪ، ﮐﺎری را ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﺳﺎزد. وﻗﺘﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮد را ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ دﻫﯿﺪ، ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﺗﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، و ﮔﺎه ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ اﯾﻦ اﺗﻔﺎق ﻣﯽ اﻓﺘﺪ.

درﻋﺎﻟﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻨﺘﺮل ﮐﺎﻣﻞ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ را در ﺗﻮان ﺧﻮد دارﯾﺪ و آن ﭼﯿﺰی ﺟﺰ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮد ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﺪ در ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ای ﺗﺼﻤﯿﻢﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ. اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺷﻤﺎ و آن ﻃﻮر ﮐﻪ ﺣﻮادث را ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، اﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺘﺎن را ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﮔﺮدد -ﮐﻪ اﯾﻦاﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻣﺜﺒﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ.اﻧﺪﯾﺸﻪ و اﺣﺴﺎس ﺷﻤﺎ، اﻗﺪاﻣﺎت ﺷﻤﺎ را ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﮔﺮدد و ﻧﺘﺎﯾﺠﯽ را ﮐﻪ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﯽ آورﯾﺪ،ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﺳﺎزد. ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺎ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺮوع ﻣﯽ ﺷﻮد.



ادامه مطلب

نوع مطلب : کسب و کار و موفقیت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)04- برایان تریسی

نویسنده :اباذر باقری
تاریخ:شنبه 19 فروردین 1396-09:49 ق.ظ

ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت ﻋﻤﻠﯽ

10 اﯾﺪه آﻟﻬﺎی ﺧﻮد را ﺑﻪ روﺷﻨﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯿﺪ. اﮔﺮ ﺑﺘﻮاﻧﯿﺪ در ﺟﻤﯿﻊ ﺟﻬﺎت ﯾﮏ اﻧﺴﺎن ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﯿﻔﯿﺎﺗﯽ اﺣﺘﯿﺎج ﺧﻮاﻫﯿﺪ داﺷﺖ؟

ﮐﺪام ﺑﺎور ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد؟

20 ﺷﻤﺎ ﺑﻪ آﻧﭽﻪ اﻏﻠﺐ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﻤﺎن ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ. ﯾﮏ ﯾﺎ ﭼﻨﺪ ﻣﻮرد را در زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺷﻤﺎ روی ﻋﻮاﻃﻒ،اﺣﺴﺎﺳﺎت، ﻧﮕﺮﺷﻬﺎ و رﻓﺘﺎر ﺷﻤﺎ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺮ ﺟﺎی ﻣﯽ ﮔﺬارد.

30 در ﭼﻪ زﻣﯿﻨﻪ ای در ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺣﺪ ﺧﻮد ﻇﺎﻫﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ؟ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﺧﻮدﺗﺎن را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺼﻮر ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﺪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺳﺎزی و ﺗﺠﺴﻢ را ﺑﻪ دﯾﮕﺮان اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺪﻫﯿﺪ؟

40 ﮐﺪام اﺷﺨﺎص را ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ و ﺑﻪ آﻧﻬﺎ اﺣﺘﺮام ﻣﯽ ﮔﺬارﯾﺪ؟ﭼﺮا؟ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﺪ رﻓﺘﺎرﺗﺎن را ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ رﻓﺘﺎر ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ اﺷﺨﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﯿﺪ ﻫﻤﺨﻮاﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟

50 در ﭼﻪ زﻣﯿﻨﻪ ای از زﻧﺪﮔﯽ ﺗﺎن ﺧﻮدﺗﺎن را از ﻫﺮ ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﺑﻬﺘﺮدوﺳﺖ دارﯾﺪ؟ﮐﺪام ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻋﺰت ﻧﻔﺲ را ﻣﯽ دﻫﺪ؟

60 ﺷﻤﺎ آدم ﺑﺴﯿﺎرﺧﻮﺑﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ.از اﻣﺮوز ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ.ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺸﻮﯾﺪ ﻣﺤﺪودﯾﺘﯽ ﺑﺮای ﺧﻮدﺑﭙﺬﯾﺮﯾﺪ.

70 ﺗﺼﻮر ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ ﺑﻪ آن ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﻄﻠﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ رﺳﯿﺪه اﯾﺪ. اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﻮداﻧﮕﺎره ﺗﺎن را ﺗﻌﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﯿﺪ.ﺑﻪ آن زﻧﺪﮔﯽ ای ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ و ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ آن ﻫﺴﺘﯿﺪ دﺳﺖ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﯿﺪ.



مطالب مرتبط

* ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(پیشگفتار)
* کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(مقدمه)- برایان تریسی
* کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)01- برایان تریسی
* کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)02- برایان تریسی
* کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)03- برایان تریسی
* کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)04- برایان تریسی


جداکننده متن



  • نوع مطلب : کسب و کار و موفقیت 

    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)03- برایان تریسی

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:شنبه 19 فروردین 1396-09:38 ق.ظ

    ﺴﺘﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ

    رواﻧﺸﻨﺎﺳﺎن اﻣﺮوزه ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻋﺰت ﻧﻔﺲ ﻫﺴﺘﻪ ﺧﻮد اﻧﮕﺎره و ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ.ﻫﺮ ﺑﻬﺒﻮدی ﮐﻪ در ﺷﺨﺼﯿﺖ ﯾﺎ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺷﻤﺎ اﯾﺠﺎد ﺷﻮد؛ﺑﺮ ﻋﺰت ﻧﻔﺲ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ اﻓﺰاﯾﺪ و ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﯿﺸﺘﺮ دوﺳﺖ ﺑﺪارﯾﺪ. ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﯿﺸﺘﺮ دوﺳﺖ ﺑﺪارﯾﺪ، ﺗﺼﻮﯾﺮ ذﻫﻨﯽﺑﻬﺘﺮی ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮدﺗﺎن ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺑﻪ ﺧﻮدآرﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﺰدﯾﮏ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ.

    ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺧﺒﺮ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ راﺑﻄﻪ ﻣﻌﮑﻮﺳﯽ ﻣﯿﺎن ﻣﯿﺰان ﻋﺰت ﻧﻔﺲ و ﺗﺮس ﺷﻤﺎ از ﺷﮑﺴﺖ وﺟﻮد دارد. ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﯿﺸﺘﺮ دوﺳﺖ ﺑﺪارﯾﺪ،ﮐﻤﺘﺮ از ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ. ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدﺗﺎن را دوﺳﺖ ﺑﺪارﯾﺪ، ﮐﻤﺘﺮ ﻧﮕﺮان ﻧﻈﺮات دﯾﮕﺮان ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ و ﮐﻤﺘﺮ از اﻧﺘﻘﺎد ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ. ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدﺗﺎن را دوﺳﺖ ﺑﺪارﯾﺪ، ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺗﺘﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮاﺳﺎس ﻫﺪﻓﻬﺎ و اﺳﺘﺎﻧﺪارﻫﺎی ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ دﯾﮕﺮانﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ و ﭼﻪ ﻧﻈﺮی دارﻧﺪ.
    ادامه مطلب

    نوع مطلب : کسب و کار و موفقیت 

    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)02- برایان تریسی

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:شنبه 19 فروردین 1396-09:38 ق.ظ

    ﺷﻤﺎ ﻧﺘﺮس ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ

    ﮐﻮدك ﺑﺪون ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻫﺮاس ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﺳﺶ از اﻓﺘﺎدن و ﺳﻘﻮط ﮐﺮدن و ﺻﺪاﻫﺎی ﺑﻠﻨﺪ اﺳﺖ. ﺳﺎﯾﺮ ﺗﺮﺳﻬﺎ را ﮐﻮدك در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺰرگ ﻣﯽ ﺷﻮد، ﻣﯽ آﻣﻮزد.


    ادامه مطلب


    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)01- برایان تریسی

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:شنبه 19 فروردین 1396-09:35 ق.ظ

    کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)01- برایان تریسی

    ﻓﺼﻞ 1:ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ

    در رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ اﮔﺮ ﺗﺼﻮﯾﺮی از آﻧﭽﻪ را ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ و ﻣﺎﯾﻠﯿﺪ ﮐﻪ او ﺑﺸﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺪت ﮐﺎﻓﯽ در ذﻫﻦ ﺧﻮد ﻣﺠﺴﻢﮐﻨﯿﺪ، ﺑﻪ زودی دﻗﯿﻘﺎً ﻫﻤﺎن او ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮدﯾﺪ، ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ.

    -وﯾﻠﯿﺎم ﺟﯿﻤﺰ

     



    ادامه مطلب

    نوع مطلب : کسب و کار و موفقیت 

    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(مقدمه)- برایان تریسی

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:شنبه 19 فروردین 1396-09:32 ق.ظ


    کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(مقدمه)- برایان تریسی

    ﻣﻘﺪﻣﻪ

    ﭼﯿﺰی در اﯾﻦ ﮐﺮه ﺧﺎﮐﯽ وﺟﻮد ﻧﺪارد ﮐﻪ ﻧﺘﻮاﻧﯿﺪ آن را ﺑﻪ دﺳﺖ آورﯾﺪ. ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ در ذﻫﻦ ﺧﻮد اﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ را ﺑﭙﺬﯾﺮد ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﺪ ﺑﻪ آندﺳﺖ ﯾﺎﺑﯿﺪ.

     -راﺑﺮت ﮐﻮﻟﯿﺮ

     


    ادامه مطلب

    نوع مطلب : کسب و کار و موفقیت 

    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(پیشگفتار)

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:شنبه 19 فروردین 1396-09:31 ق.ظ

    ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(پیشگفتار)

    سلام همراهان گرامی

    فصل اول بسیار تاثیر گذار ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ نوشته برایان تریسی را تقدیم شما عزیزان می نمایم .

    بصل های بعدی در روزهای آینده در وب درج خواهد شد.

    ﭘﯿﺸﮕﻔﺘﺎر

    اﮔﺮ آﻣﺎده اﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻮی ﻋﻈﻤﺖ و ﺑﺰرﮔﯽ ﮔﺎم ﺑﺮدارﯾﺪ و ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺷﮑﻮﻫﻤﻨﺪ ﺑﺮﺳﯿﺪ، ﺑﺪاﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﻘﺸﻪ راﻫﻨﻤﺎی ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ را در دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﯾﺪ.

    ﺷﻤﺎ دی ان اِی آﯾﻨﺪه ﺗﺎن را در اﺧﺘﯿﺎر دارﯾﺪ. ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﯾﮏ آﯾﻨﺪه ﺷﮑﻮﻫﻤﻨﺪ اﺣﺘﯿﺎج دارﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺘﺎب اﺳﺖ. ﺗﺼﻤﯿﻢﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﮐﺘﺎب در آﯾﻨﺪه ﺧﻮد اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ای ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ و ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺷﻮر و اﺷﺘﯿﺎق ﮐﺘﺎب را ﺑﺨﻮاﻧﯿﺪ و آﯾﻨﺪهﺧﻮد را ﺗﺤﻘﻖ ﺑﺨﺸﯿﺪ.

    ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ را اﻗﺮار ﺑﮑﻨﻢ. ﻣﻦ ﯾﮑﯽ از ﻃﺮﻓﺪاران ﺑﺰرگ ﺑﺮاﯾﺎن ﻫﺴﺘﻢ. آﺛﺎرش را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮده ام و ﻣﯽ داﻧﻢ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺘﻬﺎی ﺑﺰرﮔﯽ دﺳﺖﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻣﻦ در ﺿﻤﻦ ﯾﮑﯽ از ﻫﻤﮑﺎران و دوﺳﺘﺎن ﻧﺰدﯾﮏ او ﻫﺴﺘﻢ. در ﺑﺴﯿﺎری از زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮐﺎر ﮐﺮده اﯾﻢ و در ﻣﻮاﻗﻊ و ﻣﻮاردﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺘﻬﺎ داﺷﺘﻪ اﯾﻢ.

    ﺑﺮاﯾﺎن ﯾﮑﯽ از ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﺘﻔﮑﺮان و ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن در زﻣﯿﻨﻪ رﺷﺪ و اﻋﺘﻼی ﺷﺨﺼﯽ و دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ در ﺟﻬﺎن اﺳﺖ. اﯾﻦ را ﺧﻮب ﻣﯽ داﻧﻢ ﻣﻦﺑﯿﺶ از 28 ﻣﯿﻠﯿﻮن ﺟﻠﺪ ﮐﺘﺎب ﻓﺮوﺧﺘﻪ ام و ﻫﺪﻓﻢ اﯾﻦ ﺑﻮده ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮدم ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻢ از زﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺑﻬﺮه ﺑﺮداری را ﺑﮑﻨﻨﺪ. ﮐﺘﺎبﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯽ ﺗﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ دروﻧﯽ ﺣﯿﺮت اﻧﮕﯿﺰ ﺧﻮد را ﮐﺸﻒ ﮐﻨﯿﺪ و ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊﺷﮕﻔﺖ اﻧﮕﯿﺰ درون ﺧﻮد دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻫﺪﻓﯽ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺧﻮد در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﯾﺪ، ﺑﺮﺳﯿﺪ.

    ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً وﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ و ﻧﻘﻄﻪ ﻧﻈﺮﻫﺎی ﻣﻄﺮح ﺷﺪه در ﮐﺘﺎب ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺟﺪﯾﺪ و ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ رﺳﯿﺪ، در ﺑﻬﺖ و ﺣﯿﺮت ﻓﺮو ﻣﯽ روﯾﺪ.

     اﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﺎن ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻘﻬﺎی دﻧﯿﺎ و ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﺮﻫﺎی ﺧﻮدﺳﺎﺧﺘﻪ و رﻫﺒﺮان ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎی اﻗﺘﺼﺎدی از آن ﺑﻬﺮه ﺑﺮده اﻧﺪ.

    در اﯾﻦ ﮐﺘﺎب ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻗﺪم ﺑﻪ ﻗﺪﻣﯽ ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ رو ﺑﻪ رو ﻣﯽ ﮔﺮدﯾﺪ.اﯾﻦ راﻫﮑﺎر رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺑﻪ ﻗﺪری ﻣﻨﻄﻘﯽ و ﺟﻠﺐﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﻨﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺤﻮﻟﯽ در ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺷﺨﺼﯽ اﺷﺨﺎص اﯾﺠﺎد ﮐﻨﺪ.

    ﺗﺎ روزی ﮐﻪ ﻗﺮار اﺳﺖ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﭼﺮا ﺑﺰرگ ﻧﯿﻨﺪﯾﺸﯿﺪ و ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻋﻈﯿﻢ ﻧﺮﺳﯿﺪ؟ ﺑﺮاﯾﺎن در دﻧﯿﺎی ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﯽ و ﺳﺨﻨﻮری ﻣﯽ درﺧﺸﺪ. او اﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎی ﺑﺰرگ در ﺳﺮ داﺷﺘﻪ و ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﯿﺮت اﻧﮕﯿﺰ رﺳﯿﺪه اﺳﺖ. ﻫﻢ ﺧﻮد او و ﻫﻢ ﻫﺰاران ﻧﻔﺮ از ﻣﺮدم دﯾﮕﺮ از اﯾﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﺪه اﻧﺪ.

    اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎی ﺑﺮاﯾﺎن در اﯾﻦ ﮐﺘﺎب ﺑﻪ ﺷﻤﺎ اﻟﻬﺎم ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ او و ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻬﺘﺮ از آن ﺑﺮﺳﯿﺪ.

    ﺑﺮای ﯾﮏ ﻣﺎﺟﺮای ﺑﺰرگ و ﯾﮏ اﮐﺘﺸﺎف ﮐﻢ ﻧﻈﯿﺮ آﻣﺎده ﺷﻮﯾﺪ. ﻗﺮار اﺳﺖ ﺑﻪ آﺧﺮﯾﻦ ﻣﺮز ﺑﺰرگ ﯾﻌﻨﯽ دﻧﯿﺎی ذﻫﻨﺘﺎن ﺑﺮﺳﯿﺪ. ﻗﺮار اﺳﺖ ﺗﺠﺮﺑﻪ ایاﻋﺠﺎب ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ.

     ﻣﺎرك وﯾﮑﺘﻮرﻫﻨﺴﻦ، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه ﻏﺬای روح

    ادامه دارد

    مطالب مرتبط

    * کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(مقدمه)- برایان تریسی
    * کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)01- برایان تریسی
    * کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)02- برایان تریسی
    * کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)03- برایان تریسی
    * کتاب ﻓﮑﺮﺗﺎن را ﻋﻮض ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ(فصل اول)04- برایان تریسی


    جداکننده متن






  • نوع مطلب : کسب و کار و موفقیت 

    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    زنده باید انسانیت و شرافت

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:سه شنبه 15 فروردین 1396-12:52 ب.ظ

    زنده باید انسانیت و شرافت

    خانم و آقایی درشهر میانه آذربایجان شرقی میروند میدانی که کارگران در آن می ایستند تا به کار بروند میگویند به سه کارگر نیاز دارند ولی بیشتر از بیست هزار تومان برای یک روز کار به آنها نمیدهند خیلی ها عقب گرد میکنند و نمیروند ولی از میان آن همه کارگر سه نفر که نیاز مند بودند به ناچار برای بیست هزار تومان همراه آن زن و مرد میروند که کار کنند وقتی به خانه آن زن و مرد میرسند حسابی مورد پذیرایی قرار میگیرند سپس یکی از کارگران میگوید که کار ما را بگویید تا کار کنیم صاحبکار میگوید ما کاری نداریم که انجام بدهید فقط چند لحضه صبر کنید تا دستمزدتان را بیاورم بدهم پس از دقایقی صاحب خانه با شش میلیون تومان پول نقد وارد اتاق میشود و به هر نفر از کارگران دو میلیون تومان میدهد و میگوید که این شش میلیون پول حج مان بود که انصراف دادیم و شما که به خاطر بیست هزار تومان مجبور شدید بیایید کار کنید حتما خیلی نیازمندید و این پول را به شما میدهیم که شاید خدا هم از ما راضی باشد.




    نوع مطلب : شهر من میانه 

    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    دانلود تحقیق تاریخ پیدایش نوشابه

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:چهارشنبه 9 فروردین 1396-11:33 ق.ظ

     دانلود تحقیق
     تاریخ پیدایش نوشابه

    فایل به صورت WORD

    بسم الله الرحمن الرحیم

    فهرست مطالب

    عنوان                                                                                                                                                                                                                                   

    پیش گفتار                                                                                                                      1

    تاریخچه نوشابه‌سازی در جهان                                                                                          3

    تاریخچه نوشابه‌سازی در ایران                                                                                          4

    اهمیت مصرف نوشابه                                                                                                      5

    آمار تولید نوشابه در ایران و جهان                                                                                     6

    انواع نوشابه‌های گازدار                                                                                                    7

    اجزاء تشكیل دهنده ساخت نوشابه‌های گازدار                                                                        8

    فرآیند تولید نوشابه                                                                                                          13

    تهیه مواد اولیه و آب موردنیاز                                                                                           13

    ساخت شربت نوشابه                                                                                                       14

    شربت خام                                                                                                                      14

    اختلاط شربت، گاز CO2 و آب                                                                                          16

    سرد كردن و كربناسیون                                                                                                   18

    هوا در نوشابه‌های گازدار                                                                                                  19

    هواگیری                                                                                                                           21

    پركردن و بسته‌بندی                                                                                                         22

    طریقه ضدعفونی نمودن شربت خام                                                                                     22

    طریقه ضدعفونی مخازن شربت و دستگاه اینترمیكس                                                             23

    طریقه ضدعفونی كف سالن شربت خانه                                                                                24

    كنترل كیفی نوشابه‌های گازدار                                                                                           25

    مواد جامد                                                                                                                       25

    خاكستر                                                                                                                         25

    PH                                                                                                                               26

    چگالی                                                                                                                            26

    قند                                                                                                                                26

    اسیدیته                                                                                                                          29

    بریكس                                                                                                                          29

    گاز ائیدرید كربنیك                                                                                                           30

    کشت میکروبی                                                                                                                31

    روش کشت                                                                                                                    32

    تاریخچه چشمه های آب معدنی ایران                                                                                   33

    آبهای معدنی بطری شده                                                                                                   33

    فیلتراسیون و عفونت زدایی                                                                                               35

    افزودن یا حذف co2                                                                                                         35

    بطری کردن                                                                                                                    36

    میکروبیولوژیکی آبهای بطری شده                                                                                     38

    انواع اصلی میکروارگانیسم ها در آبهای بطری شده                                                               38

    آزمایشات میکروبیولوژیکی آبهای بطری شده                                                                      39

    آب معدنی از نظر استاندارد ایران                                                                                        40

    ویژگی ها                                                                                                                       41

    آنالیز شیمیایی آب های بطری شده                                                                                     43

    منابع                                                                                                                           


      



     قیمت  1000 تومان  

    رمز عبور:
    www.yasinnet.ir

    زرین پال

    جداکننده متن




    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    10 قانون موفقیت ناپلئون هیل

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-09:42 ب.ظ

    10 قانون موفقیت ناپلئون هیل

    اولین قانون موفقیت ناپلئون هیل اینست که باید یک “نقشه اقدام” تهیه کنی و سریع در مسیر آن گام برداری.دوم اینکه با افرادی تماس بگیر و کار کن که آنچه را تو نداری دارند. تا بتوانی از انها کمک بگیری.

    ادامه مطلب


    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    آموزش ضربتی استفاده از موتور جستجو

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-11:50 ق.ظ

    آموزش ضربتی استفاده از موتور جستجو

    جستجوی کتاب در کتابخانه خود هنری‌است که کمتر بدان پرداخته‌ شده‌است. در این میان جستجوی رایانه‌ای جایگاه ویژه خود را دارد. هدف ما در این مختصر تنها آموزش مهارتهای ابتدایی برای استفاده از این فهرست است. گرچه جولانگه ما سخت محدود است، امیدواریم که همین مختصر کاربران را مسلح به مهارتهایی چند کند.

    ادامه مطلب

    نوع مطلب : آموزش 

    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    دستورالعمل ده ماده ای برای موفقیت!

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-11:42 ق.ظ

    دستورالعمل ده ماده ای برای موفقیت

    موفقیت افرادی که به مدارج عالی ترقی رسیده اند، برای دوست داشتن مردم، طبق برنامه خاصی عمل می کنند. شما چطور؟

    1) سعی کن اسامی افراد را به خاطر بسپاری. بی مبالاتی در این مورد ممکن است نشانه بی علاقگی نسبت به آنها باشد.

    2) فرد راحتی باش تا هیچ کس در معاشرت با تو احساس ناراحتی و اجبار نکند. تعارف و تکلف را کنار بگذار.

    3) خود پرست نباش. بیهوده تظاهر نکن که به همه چیز عالمی.

    4) این اعتقاد را در خود تقویت کن که هر چه پیش آی خوش آید. در این صورت هیچ چیز نمی تواند آرامشت را به هم بزند.

    5) شخصیت خود را زیر ذره بین ببر تا بتوانی عوامل «ناهنجار» را از آن خارج کنی. بخصوص عواملی که امکان دارد از آنها آگاه نباشی.

    6) خصوصیاتی را در خودت پرورش بده که جالب توجه باشد و باعث شود که مردم در اثر معاشرت با تو به برداشتهای ارزشمندی برسند.

    7) صمیمانه و با روحیه یک انسان با ایمان، سعی کن خودت را از شر همه سوء تفاهم ها خلاص کنی. گلایه ها را از ذهنت بیرون کن.

    8) همیشه از فرصت هایی که برای تبریک گفتن به افراد و یا اظهار همدردی در غم ها و ناکامی هایشان پیش می آید، استفاده کن.

    9) آنقدر دوست داشتن افراد را تمرین کن که این کار به صورت یک عادت ثانویه در آید.

    10) به مردم قدرت روحی بده، تا محبت بی ریای خودشان را نثار تو کنند.

    جداکننده متن





  • داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    خلاصه ی ویژگی های خانم های ناآگاه

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-11:40 ق.ظ

    خلاصه ی ویژگی های خانم های ناآگاه

    * توان و قدرت زنانگی خود را در راه منفی و در رقابت و شکست دادن همسر خود به کار می گیرند.

    * با عیب جویی ، غر زدن ، بهانه گیری ، تحقیر ، انتقاد و قضاوت های منفی، هویت و عملکرد شوهر را زیر سوال می برند و احساس ها و عواطف او را در جهت منفی سوق  می دهند.
    ادامه مطلب


    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    فناوری اطلاعات

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-11:18 ق.ظ

    فناوری اطلاعات

    تعریف فناوری اطلاعات

        فناوری اطلاعات عبارتست از كاربرد رایانه‌ها و دیگر فناوری‌ها برای كار با اطلاعات. در اینجا هر گونه فناوری اعم از هر گونه وسیله یا تكنیك مد نظر است. عموماً در فناوری اطلاعات به اشتباه، كار با اطلاعات تنها از طریق فناوری‌های رایانه و ارتباطات و محصولات مرتبط مد نظر قرار گرفته است. باید توجه داشت كه واژه فناوری عبارتست از مطالعه چگونگی استفاده از ساخته‌های بشری در دستیابی به اهداف و مقاصدی مانند ارائه محصولات و خدمات؛ این واژه تنها به خود مصنوعات بشری اشاره نمی‌كند.

    ادامه مطلب


    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 

    کسب و کار اینترنتی

    نویسنده :اباذر باقری
    تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-11:09 ق.ظ

    کسب و کار اینترنتی

    این نوع کسب و کار جدید بوده و با پیدایش کامپیوتر ، اینترنت، و توسعه ی جامعه ی خدماتی به عنوان یکی از سریع ترین کسب و کارها از نظر تعداد، سود و حجم در عرصه تجارت جهانی مطرح هستند.


    ادامه مطلب

    نوع مطلب : کسب و کار و موفقیت 

    داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 


    • تعداد صفحات :5
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  


    Admin Logo
    themebox Logo
    ** ** **
    پربازدیدترین مطالب

    کد پربازدیدترین

    ** **
    Google

    در این وبلاگ
    در كل اینترنت
    ** **